تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
بعضى از محال خلخال و مراغه به هم برآمده از اطاعت دولت عليه ايران خارج شده و ولايت اروميه و ساوجبلاغ و صائن قلعه و مرحمت آباد من محال مراغه كه يك هزار نفر سوارهء كرمانى در آنجا ساكن بود و قلعه و مملكت اردبيل با طالش و مغان در تصرف دولت ايران باقى ماند و ژنرال بسقويچ به ولايات متصرفه و محالات حكام و صالدات و توپ فرستاده ماليات از ولايات از روى جمع و دفتر ايران با قبض و برات دادوستد نموده و به جز كاه و علف و بريدن درخت‌هاى بىثمر كه صالدات و قزاق مأذون به آوردن بودند در ساير امتعه و اموال رعايا دخل و تصرف نمىكردند و ليكن نامعقولان مملكت و قوادان رعيت با اهل نظام روس و بزرگان ايشان مراوده كرده به جهت خوش آمد به قوادى مشغول شدند و حفظ عصمت بسيار مشكل شد ، بعضى از ريش‌سفيدان تبريز در اين باب به آقا مير فتاح در جزو گفتگو كرده بودند به زبان تركى گفته بود كه صالدات به جاى فرزندان منند چگونه به اذيت عزوبت ايشان راضى شوم ، العياذ باللّه .

ذكر احوال پادشاه مرحوم كه در قراجه داغ تشريف داشتند و چگونگى احوال اين دعاگوى دولت شاهى كه در اردبيل بود

پادشاه مرحوم بعد از شنيدن خبر تسخير تبريز احوال اهل قراجه داغ و شاهيسونان مشكين را به‌طور ديگر ديده به هم برآمدگى در ميان آنها واقع شده اهل و عيال را كه همراه داشتند از راه اردبيل و خلخال روانهء عراق فرمودند و خود چند روز ديگر با نه عراده توپ به سركردگى قاسم على خان بهارلو و سيصد نفر غلام از قراجه داغ با ميرزا نصر الله و ميرزا على كرايلى از راه مشكين و اردبيل عازم عراق شدند و اين دعاگوى دولت شاهى بعد از شنيدن تسخير تبريز همت بر نگه داشتن قلعهء اردبيل گماشته توپچيان نظام و جانبازان نهاوند و تفنگچيان نائين را دلدارى داده به قدر دويست نفر از سربازان شقاقى را كه از تبريز فرار كرده بودند جمع آورده از محال هروآباد و خلخال نيز كه به اردبيل و رشت متصل بود صد نفر تفنگچى آورده از محال اسالم و كرگانرود طالش نيز سيصد نفر تفنگچى آورده و با غلامان عرب و ساير غلام و نوكربابى كه داشت دل بر قلعه‌دارى نهاده به انجام تداركات اين مهم مشغول شد . در همين اوقات خبر رسيد كه