جزيه دادن اهل بعضى منازل ، و مقاتله نمودن و غنايم و اسرا گرفتن از بعضى تا شهر بصرى « 1 » و مقاتله كردن با اهل بصرى و ظفر يافتن و مصالحهء اهل بصرى ، فرستادن خالد خمس غنايم را با اسرا نزد ابى بكر ، ملحق شدن خالد بن الوليد در يرموك به مسلمين - گويند عدد لشكر اسلام بعد از وصول خالد به چهل هزار يا چهل و دو هزار رسيد .
مقاتله كردن مسلمين با روميان در جمادى الاخره - رسيدن بريدچين - مقاتله فئتين از مدينه و خبر دادن بخالد از فوت ابى بكر و امارت ابى عبيدهء جرّاح به پنهانى بدون اطلّاع لشكر اسلام - آمدن جرجه « 2 » سردار روم قبل از مقاتله بين صفيّن ، و گفتگو كردن با خالد و اسلام قبول كردن و ملحق شدن به لشكر اسلام و قتال شديد وى به همراهى خالد با روميان و شهادت او در عصر آن روز ، و حمله نمودن روميان يك دفعه به لشكر اسلام ، و هن مسلمين اولا ، و غلبهء آنها ثانيا به ثبات خالد و عكرمة بن ابى جهل ، انهزام و كشته شدن بسيارى از روميان . گويند غير از آنچه در معركه به قتل رسيده دوازده هزار نفر بود كه در خندق معسكر روميان هلاك شد حين انهزام ، عدد مقتولين مسلمين زياده از سه هزار نشد . از مقتولين آن روز عكرمة ابن ابى جهل و چند نفر ديگر از اصحاب رسول اللّه ( ص ) بود . رفتن مثنى بن حارثه به مدينه به جهة دير رسيدن اخبار ابى بكر ، و اختلاف عجم در نصب سلطنت از رمى دخت ، و كشته شدن شابور بن شهريزان كه مثنى فارغ از مقاتله بود . ورود مثنى به مدينه و ملاقات ابى بكر در مرض موت - وصيّت كردن ابو بكر به عمر در امر مثنى و رجوع دادن سپاه عراق را از شام - گويند وقعه جنادين قبل از يرموك بوده در بيست و هشتم از جمادى الاولى ، ملاقات كردن خالد با ابى عبيده و يزيد بن ابى سفيان و رفتن آنها بامداد عمرو بن العاص در فلسطين - اجتماع روميان در جنادين به سردارى تذارق برادر هرقل و قيقلار ، آمدن عمرو و خالد به جنادين ، و مقاتله مسلمين با روميان ، قتل تذارق و قيقلار ، و شهادت جمعى از مسلمين . انهزام روميان و فتح مسلمين - وفات ابى بكر در شب بيست و دويّم جمادى الاخر ، سنّش شصت و سه سال خلافتش دو سال و سه ماه ، انتقال نمودن ابى بكر خلافت را به عمر ، و نوشتن عهدنامه ، و اظهار نمودن به مسلمين حين مرض ، بر منبر شدن و خطبه خواندن و اظهار خلافت كردن عمر -
هامش
( 1 ) . بصرى : « فى موضعين ، بالضم ، و القصر : احداهما بالشّام . . . » ( معجم البلدان . )
( 2 ) . در طبرى - جرجه .