تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
فرمائيم همانا متمشّى نشود حالى اين مقدار حكم كنيم كه در شهرها و بازارها هر آفريده را كه مست بيابند بگيرند و او را برهنه گردانيده « 1 » در ميانهء بازار بر درخت بندند « 2 » تا خلق « 3 » بر وى مىگذرند و توبيخ مىكنند تا متنبّه و منزجر گردد و برين جمله يرليغ به اطراف ممالك تونكقاميشى فرمود و اين زمان هيچ آفريده را يارا « 4 » نيست كه مست بكوچه آيد تا ببدمستى و عربده كردن « 5 » چه رسد و فساد ظاهر شرب « 6 » و جنگ و خصومت مستان در بازارها و مجامع مندفع گشته و نيز فرمود كه هيچ آفريده بتفحّص در خانهاء مردم نرود تا عوانان « 7 » بىراهى نكنند و زحمت خلق نباشد ايزد « 8 » تعالى اين پادشاه « 9 » دين‌پرور را توفيق دهاد تا همواره چنين احكام ميفرمايد و السلم « 10 »

حكايت سىام در ترتيب فرمودن وجوه « 11 » آش خاص و شراب جهت اوردوى معظّم « 12 »

همگنانرا معلومست كه پيش ازين بواسطهء ترتيب وجوه آش همواره مقالت بودى و بيتكچيان ايداجى همواره اتّفاقى همديگر كردندى و بر آن كار ستزاد « 13 » و اكثر اوقات امرا « 14 » بيارغوى ايشان مشغول بايستندى بود « 15 » و وجه آش و شراب را جمعى دربسته كه مبالغى از آنچه « 16 » خرج مىرفت « 17 » و تكثيرى چند نيز كرده و بعضى « 18 » اخراجات كه بآش تعلّق نمىداشت اضافت آن كرده « 19 » مانند صدقات و مرسومات مردم و طعمهء جانوران و يوز و علفه و شربت ايلچيان و راتبهء بعضى شهزادگان و خواتين و ما يحتاج قراجو و آلات مطبخ و مانند آن و بدان واسطه جمعى سنگين « 20 » شده و
هامش
( 1 ) - كرده :W .( 2 ) - بدرخت بازبندند :S . , L . , W .( 3 ) - خلائق :S .( 4 ) - آن :L . ins .( 5 ) - كردن :L . om .( 6 ) -L . om .( 7 ) - نيز :L . ins .( 8 ) - حق :L . , P . , W .( 9 ) - دادگستر :L . , P . , W . add .( 10 ) - على من اتبع الهدى :P . add .( 11 ) -L . om .( 12 ) - اعظم :L .( 13 ) - كردندى :L . ins .( 14 ) - امرا را :P .( 15 ) - بايستى بود :S . , P . , L . , W .( 16 ) - آن :P .( 17 ) - نمىرفت :P .( 18 ) - بسى :L .( 19 ) - برده :L . , W .( 20 ) - سنگى :L . , W .
تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 326 | رشيد الدين فضل الله همدانى / كارل يان