شركت و خدمتى ستدن روزگار گذاشتى و اثر آن قضايا و سوء التدبيرات به حال ايداجيان راجع شدى و دائما منازعت ايشان با ديوان مىبود « 1 » و حوالهء « 2 » گناه از طرفين بهمديگر و اتفاقى آن جماعت در ميان مىبود « 3 » و هرگز ده روز متواتر آش مرتّب درنياوردندى و اگر با دفتر رجوع كرده احتياط كنند چندان مال برين طريقه تلف شده باشد كه شرح نتوان داد و آشى كه بدين شيوه ترتيب كنند توان دانست كه چگونه باشد و همواره آش و شراب بكراهيت نقل كردندى جهت آن نيز مقالات « 4 » در ميان مىبود « 5 » و چون باوردو رسيدى و ناگاه كوچ درافتادى بر زمين بماندى و بوقت عزيمت بيايلاق و قشلاغ ساوريها زيادت از آش مىنهادند و در آن ميانه وجه آش ضائع مىماند و مىبردند و بهروقت ايداجيان از شرابداران شراب قرض ميكردند و گوسفند از قصّابان و بسيار افتادى كه بهاى آن باز نمىدادند و دائما آن جماعت بر پى ايشان فرياد و فغان مىداشتند و پيش امرا زانو مىزدند « 6 » و هيچ فائده نمىداد و بسيارى از شرابداران و قصابان بدان سبب از خانه افتادند « 7 » و امثال اين سوء التدبيرات زيادت از وصف است برين مقدار اختصار كرده شد و تدارك اين « 8 » معنى پادشاه « 9 » بر ان وجه فرمود كه وجه « 10 » آش ضرورى هرروزه شش ماه شش ماه نقد از خزانه بتقدمه مىدهند تا ما يحتاج بجنس مىخرند و آنچه در ولايتى معدّ باشد نقل مىكنند و هرچند ارزانتر خرند تفاوت آن در خزانه بماند و هيچ آفريده را بتفاوت سعر « 11 » و توفير « 12 » شراب و گوسفند و اجناس توقّعى نباشد و بايد كه چنان بخرند كه از آنچه در دفاتر تسعير كردهاند ارزانتر باشد و آنچه پيش ازين از اخراجات غيرضرورى مىستدند و طويهاى بسيار كه تمام نشود و مابقى روزى كه غلبه كمتر باشد جمله « 13 » وجه خزانه باشد و از توفير « 14 » آن « 15 » آش در مدت دو سال چندان حاصل آمد كه پانصد سر شتر و پانصد سر استر
هامش
( 1 ) -S . , L . , P . , W . om .( 2 ) -L . om .( 3 ) - مىبود :S . - W . om .( 4 ) - گفتوگوى :P .( 5 ) - در ميان :L . ins .( 6 ) - مىزد :W .( 7 ) - برافتادند :L . , P .( 8 ) - آن :L . , P .( 9 ) - اسلام خلّد ملكه :L . add .( 10 ) - ما يحتاج :L . ins .( 11 ) - تسعير :L .( 12 ) - توفيرات :W .( 13 ) -S . om .( 14 ) - توفيرات :W .( 15 ) -W . om .