شرع مؤكّد و مسجّل گشته بعد از مدّتى مديد آن ملك بناقلى « 1 » شرعى از وى بغيرى منتقل شده و از آن غيرى به ديگرى و هلم جرّا و آن حجّتها در خانهء مالك اوّل مانده و بدست چند وارث گذشته بعد از مدّتى متطاول و عهدى متكامل يكى از وارثان فرصتجوى آن حجّتها بيرون مىآورد و بدان احتجاج مىكند كه در فلان تاريخ ملك جدّ من بوده است و امروز به حكم ارث به من مىرسد و جمعى بتحمّل از جمعى « 2 » ديگر بر صحّت استحقاق او « 3 » بطريق ارث گواهى ميدهند منازعات و مقالات ميان ايشان بتطويل مىانجامد و بعضى از قضاة در بعضى از ولايات كه در ديانت و تقوى و علم فقه و فتوى قدمى راسخ و نصابى « 4 » كامل نداشته باشند « 5 » بغور حال نارسيده و حقّ از باطل تمييز ناكرده يمكن كه حكمى « 6 » كنند « 7 » كه مستلزم ذهاب حقوق مستحقّان باشد بنابرين مقدّمات و آنكه پيش ازين سلاطين ماضى و خلفاء ما تقدّم « 8 » سقى الله ثراهم و جعل الجنّة مثواهم احتراز از امثال اين احتمالات حكم كرده اند كه دعاوى كه بعد از مدّت سى سال كه آن را در عرف يك قرن مىخوانند
S . fol . 308 v .
در املاك و اسباب مسموع و مقبول « 9 » ندارند و اعتبار ننهند و بمحاضر و حجج مزوّر و مموّه پيش از تقديم احتياط و تفتيش حكم نكنند و بعد ازيشان يرليغ ايلخان بزرگ ارغون خان به امضاء آن احكام پيوسته و چون درين باب رجوع با اقاويل ائمه و اجتهادات علما « 10 » كرده شد چنان معلوم شد كه جمعى صغير « 11 » و جمعى كثير از ائمه و علماء متأخر اتفاق و اطباق كردهاند بر آنچه اگر دو شخص در يك موضع باشند و يكى متصرّف ضياعى مبيّن باشد و در آن موضع حاكمى عادل و قاضى نافذ الحكم حاضر و مانعى و وازعى ديگر از دعوى اظهار استحقاق ظاهرا موجود نه و مدّت سى سال كامل « 12 » بگذرد « 13 » و يكى ازيشان بر ديگرى كه صاحب يد و متصّرف باشد دعوى نكند بعد از آن متمكّن « 14 » آن دعوى نباشد و قاضى آن دعوى را مسموع و مقبول ندارد و التفات ننمايد اكنون من كه « 15 » فلانم قاضى و حاكم شرع در فلان
هامش
( 1 ) - بتناقل :P .( 2 ) - جمع :L .( 3 ) -L . om .( 4 ) - قضائى :S .( 5 ) - باشد :S . , W .( 6 ) - حكمى :W .( 7 ) - كند :L .( 8 ) - متقدّم :L . , W .( 9 ) - و مقبول :S . om .( 10 ) - علما را :S .( 11 ) - صوابه ؟ ؟ ؟ عفير :P .( 12 ) - تمام :W .( 13 ) - كه :L .( 14 ) - تمكن :L .( 15 ) - كه من :W .