تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
مانع شود « 1 » ديگر مهر را « 2 » كه برند بموجب احكام يرليغ كه پيش ازين فرموده‌ايم نوزده دينار و نيم باشد زيادت از آن « 3 » نبرند ديگر در ولاياتى كه از توابع فلان باشد و قضاء آن « 4 » به دو تعلّق دارد « 5 » آنچه از شهر دور باشد « 6 » و لائق آنكه قاضى « 7 » نصب كنند « 8 » در چنان شهر « 9 » قاضى معتمد نصب كنند « 10 » و بموجب مذكور حجّت بازگيرند « 11 » و بهر ماهى احتياط كار ايشان بكند « 12 » تا بموجبى كه حكم فرموده‌ايم راه شريعت و راستى نگاه مىدارد « 13 » و از آن غافل نباشد « 14 » و اجازت دهد تا قبالات بنويسند و حكم شرع بگذارند و بهر ماه نسخت پيش وى فرستند و آنچه نواحى ديههاست و قاضى نصب كرده باشند « 15 »
S . fol . 307 v .
بايد كه دعاوى و قضايا نشنود و حكم نكند و سجلّات املاك ننويسد و بيرون از خطبه خواندن و حجّتهاى قروض و صداق‌نامه هيچ كاغذ ننويسد و اگر قضيهء مشكل و دعويى بزرگ اتّفاق افتد به شهر آيند و پيش قاضى شهر عرض كنند تا او بقطع رساند ديگر مىبايد كه معتمدى متديّن را نصب كند تا تاريخ حجّتها نويسد و روزنامه داشته باشد و احتياط تمام كند « 16 » تا « 17 » اگر كسى ملكى را فروخته باشد يا برهن نهاده و بارى ديگر بفروشد يا بگرو « 18 » نهد روشن شود و اكنون بايد كه « 19 » احتياط تمام نمايد اگر كسى چندين كرده باشد ريش آن شخص « 20 » بتراشند و گرد شهر برآرند تاريخ‌نويس نيز اگر ازين قضايا چيزى فهم كند و پنهان و مخفى « 21 » دارد گناه‌گار و مردنى باشد « 22 » و السلم
هامش
( 1 ) - شوند :L . , P . , W .( 2 ) - مهرى :P .، هر مهرى را :L .( 3 ) - مهر :L . , P . ins .( 4 ) -W . om .( 5 و 6 )L . om . usque ad( 7 ) - معتمدى ، معتمد :L . , P . , W . add .( 8 ) - كند :W .( 9 ) - در آن مواضع :P . P . h . v . e .( 10 ) - 10 - 8 :W . om .، كند :P .( 11 ) - بازگيرد :P .( 12 ) - بكنند :W .( 13 ) - يا نه :et add .مىدارند :L .( 14 ) - نباشند :L .( 15 ) - باشد :P . , W .( 16 ) - 19 - 16 :L . lac .( 17 ) -W . om .( 18 ) - برهن :W .( 19 ) - 16v .( 20 ) - شخص را :L .، او :P .( 21 ) - پرشيده :W .( 22 ) - و الله اعلم :et add .كشتنى باشد :W .، تحريرا فى تاريخ فلان و السلام :L . add .- و احكم