تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨

سواد يرليغ در باب تفويض قضا « 1 »

بسم الله الرحمن الرحيم بقوّة الله تعالى و ميامن الملّة المحمّدية فرمان سلطان محمود غازان
S . fol . 307 r .
باسقاق و ملك و كسانى كه از قبل ما « 2 » در فلان طرف حاكم اند بدانند كه فلانى را « 3 » قضاى آنجا و توابع آن فرموديم تا هر قضيهء و كارى و مهمّى كه « 4 » بشرع تعلّق داشته باشد درين ولايت با او گويند تا او حكم كند و بقطع رساند و مال ايتام و غائب را نيكو محافظت نمايد و بيرون ازو كائنا من كان هيچ آفريده در ميان كار او در نيايد و كسى را كه او در زندان شرع كرده باشد هيچ آفريده آن زندانى را « 5 » بيرون نيارد و جماعتى كه بمهمّات و كارهاى شرعى موسوم‌اند خلاف او نكنند و چون حكم يرليغ بزرگ چينگيز خان چنانست كه قضاة و دانشمندان و علويّان قلان و قوپچور ندهند فرموديم كه بر آن موجب معاف و مسلّم باشند و مال و قوپچور ايشان نستانند و اولاغ و سوسون « 6 » ازيشان « 7 » نگيرند و در خانهاى ايشان نزول نكنند « 8 » و ايلچى فرو نيارند « 9 » و ادرار « 10 » بموجبى كه بمؤامره و دفاتر درآمده سال « 11 » بسال بىقصور مىرسانند و هركه برابر و در روى قاضى سخنان سخت گويد و جواب دهد و حرمت او كم كند فرموديم تا شحنهء ولايت او را سزا دهد ديگر قاضى را هيچ آفريده پيش خود نخواند قاضى نيز چون كار شريعت قطع كند بموجبى كه حجّت و موجلگا « 12 » داده به هيچ بهانه و علّت از هيچ آفريده چيزى نستاند و چون حجّتى نو نويسد « 13 » بموجبى كه حكم يرليغ جداگانه فرموديم « 14 » حجّتهاى كهنه را
هامش
( 1 ) - بقضاة اسلام :L . add .( 2 ) -L . om .( 3 ) - فلان قاضى را :L .( 4 ) - باشد كه آن :W . ins .( 5 ) - به زور :L . ins .( 6 ) - سون‌سون :P .، سؤسون :L .( 7 ) - ايشانL .( 8 ) -L . , P . , S . om .( 9 ) - نيايد :W .، . . نيايند :L .( 10 ) - ادرار را :W .، ادرار او :P .، ادرارات :L .( 11 ) - همه‌ساله :L .( 12 ) - مجلكا :L . , P .( 13 ) - نويسند :W .( 14 ) - على حدة فرموده‌ايم :L . , P . , W . p . h . v . e .
تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 218 | رشيد الدين فضل الله همدانى / كارل يان