جوابهاى بىالتفاتانه فرستادند و بر جهالت و عدم ممارست امور عظيمه حمل كرده تحمّل كردم « 1 » و چون آن شيوه از اندازه بگذشت از راه ضرورت لشگر منصور « 2 » بر عزم انتقام در حركت آمد و ناچار گذر برين ديارست و الّا با شما شاميان غرضى سببى « 3 » نيست مىبايد كه شما نيز درين أمر تامّل كرده مصلحت دما و اموال خويش را رعايت كنيد « 4 » و بمطاوعت و انقياد پيش آييد و چون « 5 » مىدانيد كه حقّ با اين طرفست عناد نه ورزيد و خود را در معرض هلاك نيندازيد ازين گونه يرليغى « 6 » در قلم آمد و آن را تمغا زده در قلعه « 7 » فرستادند موصل « 8 » بازگردانيدند « 9 » كه چون عبارات فرمان بغايت فصيح و بليغ است يك امشب مهلت ميخواهيم تا بغور معانى آن رسيده فردا روز جواب گوئيم روز ديگر پنجشنبه غرّهء شعبان جمال الدين اسكندرى را و شيخ شرف الدين از مريدان سيّدى احمد كبير بيرون فرستادند بجواب آن يرليغ عرضه داشتند كه فرمان پادشاه اسلام را « 10 » مطيع و منقاديم ايشانرا نواخت فرموده بازگردانيدند و ديگر روز حسام الدين لاجين نائب علم الدين غنمى كه « 11 » كوتوال قلعه بود به زير آمد و اظهار ايلى و مطاوعت كرد و نوازش يافته بار گرديد و ديگرروز او و سيف الدين قليچ « 12 » پسر مهتر غنمى و قاضى نجم الدين و جمعى از « 13 » اعيان رحبه فرو آمدند و شرائط اتمام ايلى بتقديم رسانيدند و بشرف بندگى حضرت سلطنت « 14 » پيوستند و در باب تقرير اعمال و اشغال غنمى و ابناء و نواب و قاضى و جمهور صاحب شغلان آنجا و امان اهل « 15 » شهر و قلعه « 16 » و ولايت يرليغهاء محكم بعبارت عربى در قلم آمد « 17 » و مشحون بتمغاء مبارك بايشان تسليم رفت و سهشنبه ششم شعبان از قلعهء رحبه كوچ فرمود و از طرف خراسان خبر « 18 » خوش رسيد كه لشگر قايدو منهزم گشت و « 19 » قايدو نماند و دوا مجروح است و درين
هامش
( 1 ) - رفت :L . , P .( 2 ) - لشگر منصور :P . om .( 3 ) -P . om .( 4 ) - كنندW .( 5 ) - يقين :L . , P . , W . inserunt( 6 ) - بليغ :L . , P . add .( 7 ) - بقلعه :W .( 8 ) - قاصد را :L . , P .( 9 ) - و پيغام دادند :L . , P . add .( 10 ) - غازان خانرا :W . add .( 11 ) -S . , W . om .( 12 ) - قلج :L . , P .( 13 ) -L . om .( 14 ) -P . om .( 15 ) -P . om .( 16 ) - و قلعه :P . om .( 17 ) - نوشتند :W .( 18 ) - خبرها :L . , P .( 19 ) - كه :L . , P .