جمع شدند و شاميان بمدد بيست هزار متقبّل شدند و نام امرا بر جمعى نهاد و ايشانرا سنجق و نقاره داد و چون راه « 1 » در بند بود و ايلچيان و مخبّران ازين طرف نمىرسيدند نخوت او زيادت مىشد چون آن خبر بسمع مبارك پادشاه اسلام غازان خان رسيد روز يكشنبه دوازدهم جمادى الاولى سنه ثمان و تسعين و ستمائه امير قتلغ شاه را با لشگرى جهت دفع او به راه دياربكر روانهء روم « 2 » فرمود و امير چوبان بهادر پيشتر در مقدّمه رفته بود و بر عقب امير قتلغ شاه امير سوتاى را « 3 » با لشگرى روانه داشت و در فصل بهار هر دو لشگر را بصحراى آقشهر از زنجان ملاقات افتاد در بيست و چهارم رجب سنه ثمان و تسعين بعد از محاربه و مضاربه « 4 » سولاميش منهزم گشت و روى بديار شام نهاد امراء او را بگرفتند و بياوردند و پادشاه اسلام از جوقين بعزم بغداد كوچ فرمود و سهشنبه « 5 » بيست يكم جمادى الاولى از شهر نيل متوجّه مشهد امير المؤمنين على عليه السلام گشت و زيادت كرد و مقيمان و مجاوران مشهد مقدّس را بنواخت و بانعامات و صدقات مخصوص گردانيد و چهارشنبه بيست نهم جمادى الاولى « 6 » جمعى « 7 » امراء شام و مصر سيف الدين قپچاق و سيف الدين بيكتيمور « 8 » و البكى « 9 » و عزار « 10 » كه بواسطهء دلماندگى از حاكم مصر لاجين برگشته بودند با سيصد سوار برسيدند « 11 » و در رأس العين خبر واقعهء لاجين شنيده بودند و نادم گشته ليكن چاره نبود « 12 » بيامدند و از هرگونه سخنهاى غثّ و سمين « 13 » عرضه داشتند و پادشاه اسلام « 14 » . سوم جمادى الآخر ببغداد « 15 » نزول فرمود و پنجشنبه پانزدهم ماه مذكور از بغداد برنشست و بجانب ميدان توجّه فرمود و از جملهء مصريان كه ايل شده بودند بولار « 16 » با جمعى بگريخت و « 17 » لشگرى بر عقب ايشان برفت و بيشتر
هامش
( 1 ) - راهها :L . , P .( 2 ) - بروم روانه :L . , P .( 3 ) - اختاجى را :L . , P . add .( 4 ) - و مضاربه :L . , P . om .( 5 ) - شب يكشنبه :P .، شب شنبه :L .( 6 ) - جمادى الآخر :L .( 7 ) -L . , P . om .( 8 ) - بكتيمور :P .، تيمور :L .( 9 ) - ايلبكى ، ايلبكى :L . , P .( 10 ) - عرار ؟ ؟ ؟ :P .، عراق :L .( 11 ) - برسيد :S . , W . om . ; L .( 12 ) - نداشتند :L . , P .( 13 ) - ثمين :L . , P .( 14 ) - غازان خان :W . add .( 15 ) - بمدينة السلام ببغداد :L . , P .( 16 ) - بورلار :P .، بولاد :L .، بولاء :T . - W . ; S .( 17 ) - 1 - 123v . pag .