تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
اوردوى بزرگ بجاى « 1 » دوقوز خاتون بنشاند و در اوائل « 2 » ذى الحجّه فرمود كه شهزاده خربنده با خراسان مراجعت نمايد و آن مملكت را از پريشانى نگاه دارد و آدينه چهاردهم ذى الحجّه رايات همايون بدار الملك تبريز نزول فرمود و سولاميش را گرفته از روم بياوردند « 3 » و « 4 » سه‌شنبه بيست نهم ذى الحجّه او را در ميدان تبريز بر هيأتى شنيع بكشتند « 5 » و جثهء او را به آتش بسوختند و بباد بردادند « 6 » و پادشاه اسلام را به جهت عارضهء رمد زحمتكى بود مردم دفع چشم زخم را سپند مىسوختند « 7 » و دعاها بنياز مىگفتند « 8 » و السلام

حكايت توجّه پادشاه اسلام به طرف شام و مصر « 9 » و مصاف دادن با مصريان و شكستن « 10 » ايشان و فتح ولايت « 11 » شام

در آن روزها كه پادشاه اسلام « 12 » بمباركى بتبريز آمده بود ايلچيان متعاقب از طرف روم و دياربكر مىرسيدند و خبر دادند كه شاميان بسرحدّ آن ولايت « 13 » آمده‌اند و تاختن مىكنند و راه مىزنند و غلها « 14 » مىسوزانند و زحمت مسلمانان مىدهند و ماردين را محاصره كردند و بسيارى از مسلمانان باسيرى بردند و ماه رمضان در مساجد با دختران مسلمانان « 15 » بفساد مشغول شدند و بعضى شراب نيز خوردند و نفس قلعهء ماردين از شرّ ايشان مصون ماند باقى تمامت شهر و ولايت را « 16 » تاراج كردند و از آنجا بدنيسر « 17 » رفتند و همين افعال مكروه كردند و در رأس العين نيز خواستند كه كنند مردم آنجا سپاهيان جلد بودند و در « 18 » كوچهاى شهر تنگ جنگ درپيوستند و ظفر نيافتند ليكن هرچه بيرون شهر يافتند از چهارپاى و غيره تمامت ببردند و بردهاى مسلمانان را در حلب باسم شكرانه ببهاى هرچه تمامتر
هامش
( 1 ) - خاتون بزرگ :P . inserit( 2 ) - اوّل :L . , P . , W .( 3 ) - 6v .( 4 ) - روز :P . inserit( 5 ) - بقتل رسانيدند :P .( 6 ) - 6 - 3 :W . lac .( 7 ) - 8v .( 8 ) - 8 - 7 :L . , P . om .( 9 ) - و مصر :W . om .( 10 ) - شكسته شدن :L . , P .( 11 ) - ولايات :L . , P .( 12 ) - غازان خان :L . add .( 13 ) - ولايات :L .( 14 ) - غلهارا :L . , P .( 15 ) - مسلمانان را :P .( 16 ) - ولايات را :L .( 17 ) - دنيسر :T . - P . , W ; S . , L .( 18 ) -S . , L . , P . , W . om .