تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥

حكايت توجّه رايات همايون بجانب بغداد و بياسا رسانيدن افراسياب لر و جمال الدين « 1 » دستجردانى و مولانا عزّ الدين مظفّر شيرازى و ولادهء شهزاده اولجاى قتلغ « 2 »

روز سه « 3 » شنبه هجدهم ذى القعده سنهء خمس و تسعين و ستمائه رايات همايون از حدود مراغه بر « 4 » عزم قشلاق بغداد نهضت « 5 » فرمود و بر صوب همدان روان شد و بيست و چهارم ماه مذكور نورين اقا از خراسان برسيد و پادشاه اسلام او را نواخت و سيورغاميشى فرمود و چون بالتو پسر تنجى « 6 » از عهد اباقا خان « 7 » در ممالك روم بود و آنجا تمكّن تمام يافته و سماغار « 8 » نويان نمانده و پسر او عرب هنوز كودك بدان سبب استبداد و قوّت بالتو زيادت گشته و هرچند پادشاه اسلام او را طلب مىداشت باعذار متمسّك مىشد و بعد از آنكه طغاچار « 9 » بياسا رسيد « 10 » تمكّن و تكبّر او از اندازه بگذشت و اسم ياغىگرى بر وى افتاد و در شهور سنهء ستّ و تسعين و ستمائه حال مخالفت او بمحلّ عرض « 11 » رسانيدند و بر وفق فرمان امير قتلغ شاه با سه تومان لشگر بدفع فتنه متوجّه روم گشت و بالتو بگريخت و در پس كوهى كمين ساخت و امير قتلغ شاه با « 12 » سولاميش و عرب و بورلتاى « 13 » اغول و ابيشقا بر عقب او برفتند و ابيشقا مقدّمه بود چون بدان كوه رسيد بالتو كمين بگشاد و از جانبين خلقى مجروح شدند و بر عقب امير قتلغ شاه برسيد بصحراء ماليه « 14 » و بيك حملهء او بالتو منهزم گشت امير قتلغ شاه سولاميش را « 15 » بر عقب او بفرستاد « 16 » و بقشلاغ ارّان مراجعت نمود و رايات همايون كه عازم بغداد بود چون بمرغزارزك از حدود همدان رسيد جمال الدين دستجردانى را بجاى ملك شرف الدين سمنانى « 17 » بمزارت نصب فرمود « 18 » و در هشتم ذى القعده سنهء خمس و تسعين و ستمائه بود « 19 » و يك ماه آنجا مقام بود و ملوك عراق و عجم بشرف بندگى پيوستند و مهمّات ساخته اجازت انصراف يافتند و هورقوداق از استخراج
هامش
( 1 ) -L . , P . om .( 2 ) -S . om .( 3 ) - دو :L . , P .( 4 ) -L . om .( 5 ) - عزيمت :P .( 6 ) - باز :L . , P . inserit؛ تسن ؟ ؟ ؟ :W .، تنجى تبحى ؟ ؟ ؟ :L . , P .، تستى :S .( 7 ) - ارغون خان :P .، پادشاه اسلام :L .( 8 ) - سماغاز :W .( 9 ) - طغاچار را :L . , P .( 10 ) - رسانيدند :L . , P .( 11 ) - بعرض :P .( 12 ) - و :L . P .( 13 ) - بوكرتاى :W .، بورلتاى :L .، بوكرتاى :S .( 14 ) - اماليه :L . , P .( 15 ) - در :W .( 16 ) - روانه كرد :L . , P .( 17 ) - سمنان :L . , P .( 18 ) - فرمودند :S . W .( 19 ) - و تسعين و ستمائه بودL . om .