تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
نكاح آورد و قتلغ شاه « 1 » و ديگر امرا چون تنكّر خاطر پادشاه « 2 » با نوروز احساس كردند عرضه داشتند كه فرستادن او بخراسان مصلحت نيست و تفحّص احوال او « 3 » واجب است چه از شمائل او « 4 » مخايل فتنه و فساد مشاهده مىتوان كرد اما بسطت دل پادشاه اسلام چو درياى محيط بىپايان بود و حلم و وقار او زيادت از آنكه در وصف گنجد فرمود كه هرچند سخن شما راستست ليكن نقض عهد و خلاف سوگند را روا نمىدارم و روز چهارشنبه غرّهء رمضان نوروز « 5 » بر وفق فرمان با خراسان مراجعت نمود و نظام الدين يحيى باسم نيابت مصاحب او بود چون بخراسان رسيد پسران توقتاى « 6 » يارغوچى به جهت خون پدر در خفيه قصد امير « 7 » نوروز مىكردند نوروز ازيشان هراسان گشت و در آن « 8 » ميانه خاتونش طوغان درگذشت « 9 » و كارش روى بانحطاط نهاد امّا تجلّدى مىنمود و تكاپوئي مىكرد و پادشاه اسلام هشتم رمضان سنهء خمس بكنار ناووردول راه تبريز « 10 » نزول فرمود و آنجا بنياد باغ و كوشك مبارك نهاد و در آن روزها سلطان ماردين برسيد و مالى وافر از نقود و جواهر پيش‌كش كرد و با نواخت و نوازش « 11 »
S . fol . 281 r .
تمام « 12 » مراجعت نمود و سيزدهم شوال حسام الدين لر را بكشتند در هشترود و بيست و ششم عرس دوندى « 13 » مادر الافرنك بود و هشتم ذى القعده بايغوت پسر شيرامون نويان پسر جورماغون را « 14 » در سه گنبد « 15 » بياسا رسانيدند و پادشاه اسلام بمراغه آمد و برصد رفت « 16 » و حكّام « 17 » آنجا طوى كردند و همان روز مكتوبى كه ايلدر « 18 » پسر قونقورتاى ببالتو نوشته بود و او را بر ياغىگرى تهييج كرده بمحلّ عرض رسانيدند و بر فور كوچ فرمود « 19 » و با اوردوها مراجعت نمود و ايلدار را « 20 » بگرفتند و بعد از ثبوت گناه هلاك كردند
هامش
( 1 ) - نويان :L . , P . add .( 2 ) - اسلام :L . , P . , W . add .( 3 ) -W . om .( 4 ) -W . om .( 5 ) - امير نوروز :W .( 6 ) - توقتاى :P .، توقاى :L .، توقاى :S . , W .( 7 ) -L . , P . om .( 8 ) - درين :L . , P .( 9 ) - نماند :W .( 10 ) - راه تبريز :L . , P . om .( 11 ) - و نوازش :W . om .، و خرّم :L . add .( 12 ) -P . om .( 13 ) - دندى :L . , P .( 14 ) - ، بايغوت ؟ ؟ ؟ پسر سرامون پسر حرماغون :P .- بايغوت ؟ ؟ ؟ پسر شيراموز نويان پسر جورماغان :W .( 15 ) - گنبدان :L . , P .( 16 ) - برصد آمد :L . , P . om .( 17 ) -P . om .( 18 ) - اتلداى :L . , P .( 19 ) - كرد :L . , P .( 20 ) - ايلداى را :L . , P .