تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
همگنان ازو برنجيدند و منكر شدند و اوّل خللى كه به كار نوروز راه يافت بسبب آن عناد و لجاج بود و از آنجا بخبوشان آمدند و عرض لشگرها باز داد و از قراول ايلچى رسيد كه ياغيانرا بمرغزار رادكان ديده‌اند نوروز بر نشست و چون تفحّص نمود آن خبر دروغ بود و در مشهد طوس با امرا كنگاج كرد كه با چهارهزار سوار بتاختن تا حدود هراة خواهم رفت تا از احوال ياغى واقف گردم و هفدهم رجب برين عزم روان شد شهزاده طايجو و امير نورين را برادكان فرستاد و امير « 1 » نوروز بيست پنجم رجب بازآمد و در اوردوى طايجو نزول كرد « 2 » كارى ناكرده و جهدى نانموده گفت شنيدم كه خاتونم ضعفى دارد و با بندگى پادشاه اسلام خواهم رفت شما بتدبير و ترتيب لشگر مشغول باشيد تا رسيدن من و در حال عازم آذربيجان شد « 3 » و كار خراسان و لشگر آنجا مهمل گذاشت و گناه‌گارانى كه پادشاه « 4 » ايشانرا با او فرستاده بود تا بوقت جنگ مقدّمهء لشگر باشند « 5 » جمله بر عقب نوروز روانه شدند و چون امير « 6 » نوروز بيامد لشگر خراسان هرروز آوازهء مىانداختند و بدان سبب متفرّق مىشدند تا تمامت برفتند و اول سوم « 7 » نام امير هزاره « 8 » با چهارصد مرد گريخته بود « 9 » و بحدود « 10 » اردبيل بيورت اصلى خويش آمده امير « 11 » نوروز چون در شروياز خبر گريختن او « 12 » شنيد « 13 » و بپادشاه اسلام بحدود سراه « 14 » اعلام ناكرده برنشست و بخانهاء ايشان رفت و زحمت رسانيد « 15 » و پادشاه اسلام از مراجعت او متغيّر شد ايلچى فرستاد تا بازگردد نوروز گفت خاتون من شهزاده طوغان بيمارست او را ناديده چگونه بازتوانم گرديد آن اباء نيز جرو علّت تغيّر شد و بيست و يكم شعبان سنه خمس بمقام صاين « 16 » ببندگى پادشاه اسلام رسيد و باعزاز و احترام اختصاص يافت و پادشاه اسلام باوجان آمد و دوشنبه بيست نهم شعبان اشيل خاتون را در تخت
هامش
( 1 ) -L . , P . om .( 2 ) - فرمود :L .( 3 ) - گشت :L . , P . :( 4 ) - اسلام :L . add .( 5 ) - باشد :L .( 6 ) -L . , P . om .( 7 ) - السوم :P .، اوّل سوم :W .( 8 ) - هزارى :P .( 9 ) - بود :P . om .، گريخته بود :L . om .( 10 ) - 14v .( 11 ) -P . om .( 12 ) - او را :W .( 13 ) - 15v .( 14 ) - 14 - 10 :L . lac .( 15 ) -T . - L . , P .؛ 15 - 13 :S . , W . om .( 16 ) - بمقام صاين :L . , P . om .
تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 103 | رشيد الدين فضل الله همدانى / كارل يان