تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
آن را بخطى مجهول بياض كردند « 1 » و در بندگى « 2 » بمحلّ عرض رسانيدند و بر وفق فرموده قيصر را دلدارى كرده بازگردانيدند « 3 » و بوقت يارغوى جمال دستجردانى « 4 » اين « 5 » قضيه را از جملهء گناههاى او شمردند و فخر الدين رومى كه ملازم امير ناولدار « 6 » شحنهء بغداد « 7 » مىبود اين قيصر را مىشناخت و از حال آن مكتوب واقف « 8 » آن را بامير ناولدار بگفت « 9 » و او عرضه داشت « 10 » فرمان شد كه فخر الدين رومى ببغداد رود و از حال قيصر تفحّص نمايد و نوروز « 11 » بوقت عزيمت خراسان چون مىدانست كه پادشاه اسلام با او « 12 » بىعنايت است « 13 » صدر الدين پسر شيخ الاسلام هراة را « 14 » كه معتمد فيه او بود ببندگى حضرت فرستاده تا ملازمت نموده حفظ الغيب او را « 15 » رعايت مىكند و اين صدر الدين برحال فرستادن قيصر وقوف داشت و با معتبرى از دوستان خود شمهء از دوستى نوروز با سلطان مصر بگفت و آن شخص آن « 16 » حكايت را با شيخ المشايخ « 17 » محمود تقرير كرد و باتّفاق در بندگى عرضه داشتند پادشاه شيخ‌زاده « 18 » صدر الدين را دلدارى كرد و بمواعيد خوب مستظهر گردانيده ببغداد فرستاد تا تحقيق حال قيصر كند كه از خراسان آمد يا نه و از هشترود باولاغ ببغداد رفت و بجمجمال ببندگى پادشاه اسلام آمد و عرضه داشت كه قيصر هنوز نيامده « 19 » فرمان شد « 20 » كه باز ببغداد رود و او را با دست آورد چون آنجا رفت قيصر با سه نوكر رسيده بود و در آن هفته روانه مىشد با دو نوكر بخانهء صدر الدين آمد از روى صداقت و او آن « 21 » مستشار را خبر كرد او دو صحن حلوا بداروى بيهوش آميخته « 22 » پيش شيخ‌زاده « 23 » فرستاد تا به مهمانان « 24 » خوراند قيصر و نوكران تمام بخوردند و
هامش
( 1 ) - با بياض بردند :P .( 2 ) - پادشاه اسلام :P . add .( 3 ) - بازگردانيد :L .( 4 ) -L . , P . om .( 5 ) - آن :L . , P .( 6 ) - نويلدار ؟ ؟ ؟ :P .( 7 ) - شحنهء بغداد :L . , P . om .( 8 ) - گشته بود :P . add .( 9 ) - و آن‌حال را با امير نولدار تقرير كرد :P . p . h . v . o .( 10 ) - پادشاه اسلام كرد :P . add .( 11 ) - امير نوروز :W .( 12 ) - اندكى :W . inserit( 13 ) - شده است :P .( 14 ) - هراة :S . , W .( 15 ) - او :S . , W .( 16 ) - اين :W .( 17 ) -L . , P . om .( 18 ) - زاده :L . , P . om .( 19 ) - است :P . add .( 20 ) -L . om .( 21 ) - دوست :L . , P . inserit( 22 ) - آلوده :W .( 23 ) - زاده :L . , P . om .( 24 ) - مهمان :W .
تاريخ مبارك غازانى ( داستان غازان خان ) ( فارسى ) — صفحة 108 | رشيد الدين فضل الله همدانى / كارل يان