روز ايشان غلبه داشتند و از لشگر ما « 1 » طغريلجا را زخمى سخت رسيد چنان كه خواست افتاد قورمشى پسر عليناق « 2 » او را نگاه داشت و هورقوداق و باريم « 3 » با دوهزار مرد « 4 » بمدد لشگر ما « 5 » رفتند « 6 » و ديگر روز برابر بايستادند جنگ ناكرده لشگريان ايشان بايلى درآمدند و امراء ايشان منهزم شدند هورقوداق بازگشت و سركيس را گرفته با خود بياورد و ديگر امرا بر پى هزيمتيان برفتند و تولك را گرفته بياوردند و با سركيس بياسا رسانيدند و پنج شنبه بيست و سيم « 7 » جمادى الاولى سنهء خمس و تسعين و ستمائه « 8 » ارسلان اغول را گرفته بياوردند و هلاك كردند و غزان « 9 » پسر طايجو بهادر را بر عقب او بكشتند و در آن روزها صدر الدين زنجانى را « 10 » بگرفتند و باموالى كه جمال الدين دستجردانى بر وى نوشته بود مطالبت داشتند و بولغان خاتون او را حمايت كرد و بشفاعت او خلاص يافت و با قويتول « 11 » اوردو او نقل كرد پادشاه اسلام روز پنجشنبه هفتم جمادى الآخر بعزم زيارت پير « 12 » ابراهيم زاهد برنشست و بعد از دو روز باوردوها نزول فرمود و امير هورقوداق را بامارت ملك فارس و ياساميشى امور و استخراج اموال آنجا فرستاد و در آن سال ميان توقتا « 13 » پادشاه اولوس قپچاق و بوقاى پسر تاتار « 14 » جنگ افتاده بود و بوقاى « 15 » بقتل آمده و كسان او متفرّق گشته « 16 » چنى « 17 » خاتون زن بوقاى و تورى پسر كهتر او « 18 » ببندگى پادشاه اسلام آمدند و در باب طلب خون بوقاء طلب مساعدت و مدد كردند پادشاه اسلام از روى لطف ايشانرا دلخوشيها داد و تسكين غضب ايشان ميفرمود و شب چهارم شنبه بيست و ششم رجب پادشاه اسلام خواهر خود را اولجايتمور را كه پيش از آن زن توكال « 19 » بود بامير قتلغ شاه
هامش
( 1 ) - لشگر پادشاه ( اسلام :P .) :P . , L .( 2 ) - قورمشى برادر بوغداى :L . , P .( 3 ) - بارم :P . , W .، باديم :L .( 4 ) - سوار :L . , P .( 5 ) -P . om .( 6 ) - رسيدند :L . , P .( 7 ) - دوم :P .( 8 ) - و ستمائه :L . om .( 9 ) - غران :W .، قازان پسر طانجو :L . , P .( 10 ) - زنجانى :L . , W .( 11 ) - خود :L . , P . add .، قيتول :L . , P . , W .( 12 ) - شيخ :P . , L .( 13 ) - توقتا ؟ ؟ ؟ :W .، توقتاى :L .، تقتاى ؟ ؟ ؟ :P .، توقتا :S .( 14 ) - پسر تاتار :L . , W . om .، بوقاى پسر تاتار :P .، بوقاى ؟ ؟ ؟ پسر تاتار :S .( 15 ) - بوقاى :T . - W . ; S .( 16 ) - بودند :P . , L . add .( 17 ) - چنى :W .، جبى :P . , L .، جبى ؟ ؟ ؟ :S .( 18 ) - . . . و پسر كهتر او تورى نام :P . , L .( 19 ) - امير :P . add .