شادى پسر بوقور « 1 » و اينهبك برادر اشك توغلى « 2 » با سههزار مرد بوى رسيدند و جنگ كردند و ظفر يافتند و او مدّتى در حدود ارزن الروم متوارى بود عاقبت او را در ديهى بگرفتند و اقبال پسر ارقتو بن ايلكاى « 3 » نويان او را بقتل آورد و پنجشنبه بيستم رجب ييسوتاى پسر طاشمنكو قوشچى را كه در ديار بكر فتنها انگيخته بود بكشتند و در ششم ربيع الآخر بور الغى قتاى « 4 » سوكورچى را كه در آخر عهد ارغون خان با امراء فتّان يكى بود و تا غايت در ميان فتنها مدخل داشته بياسا رسانيدند و السلم « 5 »
حكايت مخالفت انديشيدن سوكا و بارولا و ظاهر شدن آن « 6 » و توجّه لشگر بجانب دفع ايشان و مآل آنحال
سوكا و بارولا چون از ارّان روانه شدند در راه با لشگر بسيار كنگاج كردند كه ما را به جهت آن بخراسان مىفرستند « 7 » تا زن و بچهء ما اينجا قسمت كنند و بلشگر خراسان دهند بعد از كنگاج بر آن متّفق شدند كه پيشتر نوروز را دفع كنند و بعد از آن بر سر اوردوها روند و سوكا را بپادشاهى بنشانند اينحال در موضع كرهرود بود
S . fol . 280 r .
كه آن را تركان موران مىگويند نوروز از آن كنگاج آگاه گشت و چاشتگاه « 8 » بر سر سوكا دوانيد و جنگى « 9 » عظيم كردند و بارولا در جنگ كشته شد و سوكا گريخته روى بجانب خرقان و ساوه آورد هورقوداق با كوكبهء سواران بر « 10 » عقب او برفت و او را در حدود خرقان بگرفتند و بمركوى رى آوردند و هورقوداق با ساتى « 11 » پسر لاوداى « 12 » كه با ايشان يكى بود گفت تو سوكا را بكش او در خرگاه رفت تا او را « 13 » چنان كه عادت « 14 » شهزادگان كشتن است « 15 » بقتل آورد سوكاى كاردى
هامش
( 1 ) - برغو ؟ ؟ ؟ :P . , L .، برقور :T . - W . ; S .( 2 ) - اسك ؟ ؟ ؟ :P .، اشك :L .( 3 ) - :P .، اقبال ارقتوايكا ؟ ؟ ؟ :L .، اقبال پسر اورقتو بن ايلكاى ؟ ؟ ؟ :T . - W . ; S .- اقبال پسر ارقتو بن ايلكا
( 4 ) - قتاى ؟ ؟ ؟ :W .، قوتتاى ؟ ؟ ؟ :P .، قلاى ؟ ؟ ؟ :T . - L . ; S .( 5 ) -L . , P . om .( 6 ) - حكايت :L . , P .( 7 ) - فرستد :L .( 8 ) - چاشتگامى :L .( 9 ) - جنك :L .( 10 ) - در :L .( 11 ) -L . om .( 12 ) - لاودى :P .، ساتى :et inserit، لاورى :L .( 13 ) -P . om .( 14 ) - عادتى :L .( 15 ) - او را :P . inserit