بر شكم ساتى زد و هلاك كرد « 1 » بايتمور نام از نوكران هورقوداق در رفت و كارد از دست او بستد و كار او تمام كرد و در آن وقت پادشاه اسلام از ابو بكراباد عزم شكار آق باق « 2 » فرموده بود هشتم ربيع الآخر ساتلمش كلجى « 3 » از پيش نوروز برسيد و خبر بولغاق سوكا در شكارگاه عرضه داشت پادشاه اسلام همان لحظه مراجعت فرمود « 4 » و بكنار پول منگگوتيمور فرود آمد و امرا قتلغ شاه و ساتلمش و سوتاى در بندگى بودند بامداد بفرستاد تا ايسنتيمور پسر قونقورتاى « 5 » و قورمشى برادر بارولا بگرفتند جهت آنكه ايشانرا در كنگاج سوكا مدخلى بوده و بعد از يارغو ايسنتيمور « 6 » چريك مغول را كه امير اوردوى او بود و قورمشى را بقتل آوردند « 7 » و امرا قتلغ شاه و چوبان و ساتلمش و سوتاى و ايلباسميش « 8 » باتّفاق لشگرها را « 9 » گرد كردند در اثناء آن ياساميشى امير مولاى از خراسان برسيد و خبر داد كه نوروز سوكا و بارولا را بكشت و امير نورين در خراسان چيچاك « 10 » و دولاداى را « 11 » گرفت و كارها بر وفق مرادست و بيشتر جماعت دشمنان مقهور شدند و طائفهء كه ماندهاند ارسلان اغول را بزرگ خود ساخته اند و بپيلسوار آمده و از آنجا بجانب سراى منصوريه و ديه باقى « 12 » رفتهاند و فرو آمده پادشاه اسلام در حال امرا چوبان و سولاميش و قورمشى و طغريلجه و تايتاق « 13 » و ايلباسميش را فرمود تا با لشگرى « 14 » بدفع ايشان برنشستند و در حدود بيلقان « 15 » با ايشان مصاف دادند و جنگى عظيم كردند و امرا كه با « 16 » ارسلان اغول بودند تولك پسر عمّ اوجان امير سلاح بود و اينهبك پسر اشك توغلى « 17 » از جلاير و غزان « 18 » پسر طايجو بهادر و موسى ترخان و سركيس پسر نارين « 19 » احمد و در آن
هامش
( 1 ) - و هلاك كرد :L . , P . om .( 2 ) - آقباغ :W .، آقباق :L . , P .( 3 ) - كلحى ؟ ؟ ؟ :T . - L . , W . ; S . , P .( 4 ) - نمود :L . , P .( 5 ) - قورتاى :L .( 6 ) - و :L . , P . inserit( 7 ) - آورد :L .( 8 ) -L . om .( 9 ) - لشگرها :L .( 10 ) - جيحاك ؟ ؟ ؟ :W .، كنجاك :L . , P .، جيجاك ؟ ؟ ؟ :S .( 11 ) - طولاداى را :L . , P .( 12 ) - بابى :W .( 13 ) - 14v .( 14 ) - 14 - 13 :W . om .( 15 ) - بيلقان :T . - L . , W . ; S . , P .( 16 ) - از :L . , P .( 17 ) - اينبك برادر ايشك ؟ ؟ ؟ ( ايشك :L .) توغلى :L . , P .( 18 ) - غران :W .، غاران :P .، قازان پسر طانجو :L .( 19 ) - نارى :P .