تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مبارك شاهى ( فارسى ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
تو عقدهء جوزهر كشاده به قصد اين « 1 » فسده پيش مرو - من خود « 2 » در رفتن خاك بر سر ميكنم - نبايد ترك تنگ‌چشم فلك كه بر بام پنجم است بر در خانهء هشتم در گوش كمين از كمان كيد « 3 » و كين بر سبيل جسارت و جفا خدنگ خطا روان كند - كمند گفت كه امروز سر رشتهء تدبير از دست تفكر نمىبايد « 4 » داد - من ازين جنگ بىدرنگ و رزم بىحزم تو بر خود ميپيچم - ساعتى بموقف تامل توقف كن - كه اسلاميان و اسلام چون طناب بر بستهء خيم نعم تواند - اللّه اللّه با اين طايفه « 5 » رسم طناب‌اندازى را چندين اطناب « 6 » مده - * بيت *
من برغبت پيشِ تو سر در طناب آورده‌ام * تو كمند از زلف « 7 » انداز اى كمند انداز من
فى الجمله آن شاه دين پناه - كفركاه - به همه « 8 » قلب سپاه با اين گروه گمراه از نيم روز تا شبانگاه « 9 » غزوى بىاجبار « 10 » و اكراه ميكرد - غوغاء غالبان وغا و غليان سر غزات « 11 » غزا گوش گيتى و اسماع سماء كر كرده - زبانهاى آتش كه از سر نيزهء اغرّ معركه ميخواست - و زبانهاى تيغ كه در « 12 » گذارد پيغام اجل يكحرف خطا نميكرد - در آن قيامت همه بدين آيت روان بود كه
يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ -
پشت زمين چون چشم پيران پسر بباد داده پرخون - روئ آسمان چون فرق « 13 » پسران پدركشته « 14 » پرگرد « 15 » *
هامش
( 1 ) عقد جوزهر جوزهر كشاد بر كشادand M .عقده جوهر كشاد دو كشاد نو به قصدB .تو به قصد ( 2 )B .خود رفتن ( 3 ) كيلand B .كندM .( 4 )B .تفكر نمييابد ( 5 )B .و ستم طناب ( 6 )B .طناب ( 7 )B .زلف نه انداز ( 8 )M .سهم قلب سباه كفر كاه بهم قلب و سياه ( 9 )M .شامگاه ( 10 )M .پى اخيار و اكراه ( 11 )B .سر عزلت غرا ( 12 )M .تيغ كه دران كرد ( 13 )M .فوق يران ( 14 )M .پسران بزرگشته ( 15 )B .ترك كرد
تاريخ مبارك شاهى ( فارسى ) — صفحة 49 | يحيى بن احمد عبد الله السيهرندى / محمد هدايت حسين