ايام چه زحمت يافتند زير في « 1 » الطنبور نغمهء دف را ورق بگردانيد و سماع در پردهء ديگر آغاز كرد - بر وفات ان شاه بندهنواز خود بجاى ساز ناليدن گرفت - عطارد كه در غزوات و فتوحات بر موافقت كاتب - فتح نامها در قلم آوردى در آن تظلّم از سواد دوات خود روى سياه ميكرد - و از اوراق دفتر خويش پيراهن كاغذى ميپرداخت - ماه حالى در صورت هلالى با قامت منحني در آن قيامت زمين سر بر ديوار « 2 » افق ميزد و مراتب مرائي نگاه ميداشت -
* رباعي *
روى به خاك مينهى وه كه چنين نخواهمت * ماه زمانهء ترا زيرِ زمين نخواهمت
گر به شكار ميروي جانِ منست خاكِ تو * خلوتِ خاك خوش بود جان من اين نخواهمت
حق تبارك « 3 » و تعالى روح مطهّر مطيّب آن شاهزادهء غازي را بمدارج اعلى و مراتب و الا برساناد - و دمبدم جام مالامال تجلئ جمال و جلال خودش بخشاناد - و هر شفقت و مرحمت و تربيت و عاطفت كه در حق اين شكستهء بىكس داشته است - سبب مزيد درجات و محو خطيّات او گرداناد « 4 » - آمين ربّ العالمين *
« 5 » القصه چون خبر مذكور بسمع سلطان رسيد سه روز شرط عزا بجا آورد - پسر بزرگ خان شهيد را خسرو خان خطاب كرد - و اقطاع ملتان بحوالهء او گردانيد - و ملك « 6 » كجر را نيابت داد - بعد از چندگاه مرض بر تن مبارك سلطان غالب آمد - خسرو خان را وليعهد خويش گردانيد
هامش
( 1 )B .زير الطنبور
( 2 )M .ديوار و در افق
( 3 )B .حق سبحانه و تعالى
( 4 )B .گرداند
( 5 )B . omitsالقصه
( 6 )B .كجو