الاسلام دار الملك را به جهت تسكين بر ايشان فرستاد - چون او آنجا رسيد در اغواى « 1 » ايشان بيشتر مخالفت نيز « 2 » نمود و بازگشت - عقب او نظام الملك و ملك قطب الدين در حضرت رسيدند - و جنگ بنياد نهادند - سلطان حصارى شده - هرچند اكابر و صدور « 3 » دهلي در اصلاح آن كوشيدند « 4 » ممكن نشد - از نوزدهم ماه شعبان تا آخر ذي القعده قريب چهار ماه جنگ قايم ماند - و از طرفين خلق هلاك شد - و حوالئ شهر تمام خراب گشت « 5 » ، سبب تطويل آن فتنه اين بود كه فخر الدين مبارك شاهي « 6 » مهتر فراشان كه مقرّب سلطان بود به صلح « 7 » رضا نميداد - تا شب شنبه هشتم ماه ذي القعده سنه تسع و ثلاثين و ستمائه نظام الملك با لشكر در حصار در آمده و مباركشاهى را كه مادهء فساد و مايهء فتنه بود بكشت - و سلطان را بگرفت و محبوس « 8 » كرد - چنانچه « 9 » هم در آن حبس برحمت حق تعالى « 10 » پيوست *
* بيت *
سراى كهنهء گيتي « 11 » كه خانهء دو در است * درو اساسِ اقامت مكن كه برگذر است
مدت ملك او دو سال و يك ماه و پانزده روز بود - و اللّه اعلم بالصّواب *
هامش
( 1 )M .اعرا
( 2 )Tabakat Nasiri , p . 196 , says : -مخالفتترB . and M .او آنجا رفت و در اثارت آن فتنه مبالغت نمود و بازگشت *Tabakat Akbari p . 70 : -شيخ الاسلام شيخ قطب الدين بختيار اوشي را براى تسلّي امرا فرستاد امرا بهيچوجه تسلي نشدند شيخ برگشته بدهلي آمد *
( 3 )B .صدقهء دهلي
( 4 )B .كوشيدندى
( 5 )M .خراب شد
( 6 )Tabakat Nasiri , p . 196 ,فخر الدين مباركشاه فرخي
( 7 )M .صلح
( 8 )Tabakat Nasiri , p . 197 , says : -در شب سهشنبه هزدهم ماه مذكور سلطان معز الدين بهرام شاه شهيد شد *See also Raverty , p . 660 .( 9 )M .چنج
( 10 )M . omitsتعالى
( 11 )B .كه در خانه