كرده در حضرت برد - و جسرتهه نيز خدمتي در حضرت ارسال كرده خود بازگردد - بدين « 1 » قرار بتاريخ دوم ماه جمادى الآخر سنه اربع و عشرين و ثمانمائه زيرك خان از حصار جالندهر بيرون آمده كنارهء آب « 2 » پيسي موازنهء سه كروهي از لشكر جسرتهه مذكور نزول فرمود - دوم روز آن جسرتهه مذكور با كل جمعيت خويش مستعد شده بر در « 3 » زيرك خان آمده از قول خود برگشت - و به محافظت تمام مجلس عالي زيرك خان را برابر خود « 4 » روان كرده - و آب ستلدر « 5 » عبره كرده باز در قصبهء لدرهانه فرود آمد - چون « 6 » از آنجا بكوچ متواتر بتاريخ بيستم ماه جمادي الآخر سنة المذكور در سرهند ميان عين بشكال رسيد - و ملك سلطانشه لودى امير سرهند درون حصار محصّر شده - جسرتهه مذكور بسيار كوشش نمود و ليكن خداى تعالى محافظت كرد - در حصار سرهند آفتى « 7 » رسانيدن نتوانست - چون كيفيت او از فريادنامهء « 8 » ملك سلطانشه لودى خداوند « 9 » عالمپناه را روشن شد بتاريخ ماه رجب سنة المذكور در عين باران از شهر بيرون آمد - سراپرده طرف سرهند جسرتهه مذكور « 10 » زد - بكوچ متواتر چون در قصبهء كوهله حوالي سامانه رسيد « 11 » جسرتهه مذكور خبر رسيدن لشكر منصور شنيد - بتاريخ بيست و هفتم ماه مذكور از گرد حصار سرهند كوچ كرده سمت لدرهانه روان شد -
هامش
( 1 )M .و برين قرار
( 2 )M .كناره آب بيني جسرتهه مذكور با كل جمعيت
( 3 )M .مستعد شده در برو مجلس عالي زيرك خان آمد او از قول خود بازگشت
( 4 )M .برابر خويش روان كرده و آب
( 5 )I .آب ستلج عبره كرد باز قصبهء لدهيانه
( 6 )M .فرود آمد از آنجا
( 7 )B . , M . , and I .اكفتى رسانيدن
( 8 ) فرياد سلطانشهand I .آواز فرياد نام ملك سلطانشهM .( 9 ). Iبه خداوند عالمپناه روشن شد
( 10 )M .طرف سرهند نزد بكوچ
( 11 )B .رسيد چون خبر لشكر منصور شنيد