گذشت - چون لشكر منصور كنارهء آب بياه رسيد گريخته سمت آب راوى شد - خداوند عالم آب بياه در دامن كوه و آب راوى نزديك قصبهء بهووه « 1 » در تعاقب او عبره كرد - جسرتهه مذكور از آب جانهاؤ گذشته در تيكهر ميان كوه درآمد « 2 » - همچنان راى بهيلم « 3 » مقدّم جمون بشرف پاىبوس مشرّف گشت - و پيشوا شده آب جانهاؤ عبره كنانيده - لشكر منصور تيكهر كه محكمترين جايگاه او بود خراب گردانيد - و بعضي خلق را كه درون « 4 » كوه جسته بودند « 5 » اسير و دستگير كرد - از آنجا سالما و غانما خداوند عالم سمت شهر ميمون لوهور مراجعت فرمود - در ماه محرم سنه خمس و عشرين و ثمانمائه سايهء همايون دولت و ظلّ چتر سلطنت خداوند عالم « 6 » بر خراب آباد لوهور افتاد - در آن مرزبوم كه جز بوم شوم هيچ جانوري مسكن و ماوى نگرفته بود « 7 » بعد مدتي معلوم « 8 » روى به آباداني آورد - و از اقبال بادشاه عمارت پديد گشت - قريب يك ماه در مرمّت حصار و دروازهاى كنارهء راوى مقام ساخت - چون عمارت مرتّب شد اقطاع لوهور بحوالهء ملك الشرق ملك محمود حسن گردانيد - و دو هزار سوار نامزد او فرمود - و استعداد لشكرى و حصارگيرى مهيا « 9 » كرده سپرد « 10 » - و خود بدولت و سعادت « 11 » طرف دار الملك دهلي بازگشت - همچنان در ماه جمادى الآخر سنة المذكور جسرتهه شيخا با جمعي كثير از سوار و پياده
هامش
( 1 ). Iنزديك قصبهء بهوهر
( 2 )M .درآمده
( 3 )Tabakat , p . 272راى بهيم راجهء جمون
( 4 )M .دران كوه
( 5 )M .جسته بود
( 6 )M .خداوند عالمپناه
( 7 )M .مسكن نگرفته بعد
( 8 )B .بعد مدتى مديد معلوم شد رو به آبادانى
( 9 )B .ميها و مهنا كرده
( 10 )M .سپرده
( 11 )M .بدولت طرف