آب مذكور مقابل لشكر منصور فرمود آمد - چون آب كم گشت لشكر گذارا شد - طوغان انهزام نموده در ولايت جسرتهه كهوكهر درآمد - اقطاع طوغان بحوالهء « 1 » زيرك خان شد - ملك خير الدين سمت شهر بازگشت - در سنه اربع و عشرين و ثمانمائه رايات اعلى طرف ميوات سوارى فرمود - بعضى ميواتيان « 2 » در حصار كوتلهء بهادر ناهر محصّر گشتند و بعضى پيوستند - رايات اعلى نزديك كوتله نزول كرد - ميوان مذكور بجنگ پيش آمدند - هم در حملهء الاول حصار كوتله فتح « 3 » شد - ميوان گريخته درون كوه در آمدند - رايات اعلى حصار كوتله را خراب و ابتر « 4 » گردانيده سمت گوالير رفت - هم درين مهم بتاريخ هشتم ماه محرم سنه اربع و عشرين و ثمانمائه ملك تاج الملك وفات يافت - عهدهء « 5 » وزارت بملك الشرق ملك سكندر « 6 » پسر بزرگ او مفوّض گشت - چون رايات اعلى در حدود گوالير رسيد راى گوالير محصّر شد - ولايت او را نهب و تاراج « 7 » گردانيده مال و خدمتي او گرفته جانب اتاوه آمد - راى سبير ملعون « 8 » در دوزخ رفته بود - پسر او اطاعت نمود - مال و خدمتي ادا كرد - همچنان زحمت بر تن مبارك رايات اعلى غالب آمد - بكوچ متواتر سمت دهلي « 9 » شهر مراجعت فرمود - بتاريخ هفدهم ماه جمادى الاول سنه اربع و عشرين و ثمانمائه بعد رسيدن در شهر برحمت حق پيوست * بيت *
از پس « 10 » هر شام گهى چاشتي است * آخر برداشت فروداشتي است
هامش
( 1 )M . omitsبحواله
( 2 )M .ميوان
( 3 )B . omitsشد
( 4 )M .خراب گردانيد
( 5 )M . and I .عمل وزارت
( 6 )B .ملك الشرق سكندر
( 7 )M .نهب گردانيده
( 8 )M . omitsملعون
( 9 )M . omitsدهلي
( 10 )M .از سر هر شامگهي