و مجلس عالي زيرك خان را بازگردانيد - و زيرك خان در خطهء سامانه آمد - خداوند عالمپناه را پاىبوس كرد - از آنجا لشكر منصور « 1 » در قصبهء لدرهانه رفت - جسرتهه مذكور آب ستلدر را عبره كرده مقابل لشكر منصور نزول كرد - بحر به تمام بر دست او بود - به قوت آن لشكر منصور را عبره كردن نميداد - قريب چهل روز مكابره كرده آن سوى « 2 » آب مانده بود - چون « 3 » طلوع سهيل شد آب نقصان گشت - خداوند عالمپناه سمت قصبهء قبولپور مراجعت فرمود - جسرتهه مذكور نيز مقابل لشكر كنارهء لب آب گرفته مىآمد - بتاريخ يازدهم ماه شوال سنة المذكور خداوند عالم - ملك سكندر تحفه و مجلس عالي زيرك خان و ملك الشرق محمود حسن و ملك كالو و امراى ديگر را با لشكرهاى قاهره و شش زنجير پيل بالادست آب نزديك قصبهء اروبر فرستاد - وقت بامداد لشكر منصور در پاياب عبره كرد - « 4 » هم دران روز خداوند عالم نيز كوچ كرده « 5 » در محلي كه لشكر عبره كرده بودند « 6 » رسيد - جسرتهه مذكور نيز كنارهء آب گرفته مقابل خداوند عالم ميرفت - همچنان او را از گذارا شدن لشكر منصور خبر شد - هراسي در جمع او پيدا آمد - چهار كروهي از گذارا ايستاده ماند - خداوند عالم نيز با كل حشم و خدم « 7 » و پيلان عبره كرد - لشكر منصور مقابل او جنبيد - چون افواج لشكر را ديد به غير جنگ روى بانهزام آورد - لشكر منصور تعاقب كرد - بنگاه او به تمام بر دست آمد - بعضي سوار و پيادهء او كشته شده - چون با سواران جرّاره گريخته شباشب « 8 » قصبهء جالندهر رفت - دوم روز آن از آب بياه نيز
هامش
( 1 )M .لشكر مذكور
( 2 )M .كرده از سوى آن مانده
( 3 )B .طلوع شد سهيل آب نقصان شد و گشت
( 4 )M .عبر كرده بود رسيد
( 5 )M .كوچ فرموده
( 6 )M .كرده بود رسيد
( 7 )M . omitsو خدم
( 8 )M .شباشب تا قصبه