تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
مىكرد و آن پل را مىبرد و برهم مىشكست و مترددان از اين سبب در زحمت مىبودند و آن پل را به اصطلاح قوم كيا پرد مىخوانند همت عالى خسروانه مقتضى آن شد كه بر آن مقام پلى از خشت و سنگ و آهك بفرمايند ساخت ، تا خلايق از آن مشقت خلاص يابند . فلهذا استاد يعقوب بناى رويانى را به سركار فرستادند و كيا پاشا فلك الدين ناظر را مشرف آن مهم ساختند و به سعى تمام آن مهم پسنديده به هم رسيده بود و استاد مذكور طاق بزرگى « 1 » بر آن رودخانه بسته ، خواستند كه آن عمارت را به نظر كيميا خاصيت منظور سازند از تقدير سبحانى باران عظيم كه از جملهء رحمت رب العالمين است آن شب بباريد و آب رودخانه بسيار شد چنان كه عبور از قريهء سجيران نمودن به سر راه آمدن متعذر مىبود . مردم صاحب وقوف دليل شده از راهى كه از آب نبايد گذشت ، به كنار آن طاق رآيات نصرت آيات رسانيدند و تفرج آن پل كرده ، به قريهء بالانگاه « 2 » به خانهء پره‌نشين حسام الدين طالش فرودآمدند . روز سه‌شنبهء ششم ذى الحجه موافق بيست و هشتم اسفنديار ماه قديم را به تخت رانكو به مباركى و طالع سعد نزول همايون فرمودند . تا روز پنجشنبه در آن مقام تشريف فرموده ، تذروان خوش‌رفتار به چنگال قوشهاى آهنين منقار صيد مىكردند . روز جمعهء نوزدهم شوال موافق دوازدهم بهمن ماه قديم را قريهء ياره‌رود مسكن بندگان آستان رفيع مقدار گشت . روز دوشنبه به قريهء حسن‌آباد نزول اجلال واقع شد و در آن مقام باز به پرانيدن بحرى و شاهين زرين‌چنگ مشغول گشته تفرجها كردند . روز سه‌شنبهء بيست و سوم « 3 » شوال موافق شانزدهم « 4 » بهمن ماه قديم را به قريهء زرآباد تشريف ارزانى فرمودند . و در آن مقام به رعايت رعايا و متجنده و ضبط آن مملكت طريق عدالت مرعى داشته ، روز سه‌شنبه غرهء ذى القعده موافق بيست و
هامش
( 1 ) - در اصل : طاقى بزرگى . ( 2 ) - امروز : بالنگا ( به كسر لام ) ( 3 ) - در اصل : بيستم . ( 4 ) - در اصل : پانزدهم