تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 474

مساهمون:

ص٤٧٤
سوم بهمن ماه قديم را متوجه قريهء مربّو « 1 » شدند و دو شب آن ديار به آفتاب اقبال منور شد و شكارهاى خوب واقع گشت و بسيارى از جانوران صيد شدند . روز پنجشنبه دهم ذى القعده به قريهء اسپه‌ران كه مسكن و موطن سپهسالاران و سرداران ولايت لمسر است و الحالة هذه جناب سيد معظم سپهبد زمان سيد عبد الملك سپهسالار خلد عظمة و امارته تشريف داشتند فرود آمدند و سپهسالار مذكور انواع پيش‌كشها كرده ضيافات بليغ نمود و خدمات لايقه به تقديم رسانيد و دعاى دولت مىگفت و مضمون اين بيت را حرز جان مىساخت . بيت :
اى در زبان من همه ساله ثناى تو * بىگاه و گه دعاى توام فرض و نافله
و تا روز سه‌شنبه پانزدهم ذى القعده آن مقام روشن ، از ضياى آفتاب دولت روزافزون مىبود . روز چهارشنبه شانزدهم را به عزم زيارت اعلى تل عنان همايون برتابيدند . شب پنجشنبه به قريهء اسپه‌مرد فرودآمدند . روز پنجشنبه زاير آن مقام معلى گشتند و علما و فضلا از سادات و مشايخ قزوين به شرف آستان بوس مشرف شده ، معاودت نمودند . و خلافت پناهى بازگشته باز به قريهء اسپه‌مرد اقامت فرمود . و روز جمعهء ديگر باز مقام اسپه‌ران را به ظل ظليل پادشاهى بپروريدند . روز پنجشنبهء هفدهم ذى القعده قلعهء لمسر را به قدم همايون مزين و مشرف ساختند و سردار قلعه را با اصحاب ، نوازشهاى خسروانه فرموده ، به خلعتهاى فاخر ملبس ساختند و احباى دولت زمين عبوديت را به لب ادب بوسيده مىگفتند ، بيت :
به كام تو بادا ، همه كار تو * خداى جهان هم نگه‌دار تو « 2 »
هامش
( 1 ) - به ضم اول و فتح ثانى و تشديد و ضم ثالث . ( 2 ) - در اصل : خداى جهان بادا نگاه‌دار تو .