تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 53

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٥٣
تا ميرسيد و خانوادهء او را به ملاط روانه كند و سلطان هاشم را بر تخت بنشاند . سيد ظهير الدين از آردوى سامان به سلاركيه و واركو آمد و پس از روانه كردن كارگيا ميرسيد ، خود به ديمرون گليجان و سپس به قريهء جزما در ولايت دو هزار و بعد به كليشم رسيد و كارگيا سلطان هاشم را بر تخت تنكابن نشاند . روز يكشنبه دوازدهم رمضان براى ضبط دشت تنكابن بدانجا رفت . سلطان على ميرزا روز بيست و سوم رمضان به هشتپر تنكابن آمد و سيد ظهير الدين چند روزى در خدمت او بود « 1 » . در سال 889 كه سلطان هاشم قصد زيارت پدر كرد . سيد ظهير الدين به جاى او در كليشم بود . روز جمعه شانزدهم رجب از خدمت پدر مرخص شد و به تنكابن آمد سيد ظهير الدين از تنكابن به ديلمان به خدمت سلطان رفت « 2 » . پس از زلزله شديد روز يكشنبه سوم شعبان سال 889 ، سيد ظهير الدين مأمور شد خرابى ناحيهء گرجيان را بازديد كند و به ترميم و تعمير آنجا بپردازد . در ضمن مأمور شد كه در قريهء مالفجان لاهجان ، صوفى شياد را ملاقات كند و پس از اثبات شيادى او ، او را به گرجيان ببرد . سيد ظهير الدين به مالفجان رفت و پس از چند روز به گرجيان رسيد « 3 » . روز جمعه دهم ذوالقعده سال 889 ، سيد ظهير الدين را به رانكو خواستند ، او به درگاه آمد و سپه‌سالارى ناحيهء رانكو را به دو دادند « 4 » . پس از رانده شدن مير عبد الكريم از سارى و آمدن او به كژين سياهكله‌رود ، به سيد ظهير الدين امر شد كه نزد مير عبد الكريم برود و اگر مايل باشد ، او را به رودسر بياورد . سيد ظهير الدين شنبه نهم جمادى الاولى سال 890 به راه افتاد . روز يكشنبه با مير عبد الكريم ملاقات كرد و او را به رودسر آورد « 5 » .
هامش
( 1 ) - تاريخ گيلان ص 446 - 450 . ( 2 ) - تاريخ گيلان ص 452 - 453 . ( 3 ) - تاريخ گيلان ص 454 و 455 . ( 4 ) - تاريخ گيلان ص 455 و 456 . ( 5 ) - تاريخ گيلان ص 457 و 458 .