روز چهارشنبه پنجم رجب سال 892 سيد ظهير الدين در اسپچين تنكابن با مير عبد الكريم ملاقات كرد و روز شنبه هشتم رجب از آنجا با او حركت كرد .
پس از گذشتن از سرداب رود و سىسنگان و دزكهروى سرچلندر و كچهروى سر و تمشانسر با مير جهانگير روبرو شدند و ميان دو لشكر جنگ برپا شد . در اين جنگ سيد نصير الدين - خواهرزادهء سيد ظهير الدين - كشته شد و در قبرستان سادات اهلم به خاك سپرده شد . از آنجا بيرون آمدند و در كنار رودخانهء هراز اردو زدند سپس وارد آمل شدند . سپس به باروشهده و از آنجا به كنار رود تلار آمدند . روز يكشنبه بيستوششم رجب مير عبد الكريم را به تخت سارى نشاند . سيد ظهير الدين پس از به تخت نشاندن مير عبد الكريم به كنار تجنيه رود به محل دزادون رفت در ولايت علىآباد ( - شاهى ) مشهد جمنو را زيارت كرد . روز پنجشنبه نوزدهم شعبان از سيد عبد الكريم خداحافظى كرد . از باروشهده ، فرىكنار ، تمنكا ، كچهرودسر رستمدار خيرهرود ، گاوزنه كلايه گذشت و در كنار نمكاوهرود به لشكريان گرجيان و گليجان رسيد كه به سرپرستى سيد نصير الدين - فرزند او - در انتظار بودند . لشكريان را مرخص كرد و خود به شيهرودسر و كژينرود سياهكلهرود و رانكو آمد . سلطان دستور داد تا چند روزى استراحت كند و بعدا به درگاه آيد . روز پنجشنبه سوم رمضان از رانكو بيرون رفت . در برفچال اقامت كرد و روز جمعه به درگاه ، سلطان رسيد « 1 » .
روز دوشنبه بيست و هشتم رمضان ، سيد ظهير الدين با بعضى از لشكريان رانكو و گرجيان و تنكابن به اسپچين رفت تا مقابل رستمداريان بايستد . زيرا فرزند ملك جهانگير ، لشكر رستمدار را به كلارستاق آورده بود . ملك شاه غازى - والى كلارستاق - با او مخالفت كرد و نزد سيد ظهير الدين پيغام فرستاد كه من سر شورش ندارم و با عم خود ملك حسين ، از نمكاوهرود گذشت و با سيد ظهير الدين
هامش
( 1 ) - تاريخ گيلان ص 465 .