كه مىزند شكر رب غفور بر زبان مىراند تا از بندگان ذاكر و چاكران شاكر حضرت خالق قادر شمرند .
بر اولى الالباب مخفى نماند كه چون نقاش قدرت ازلى به قلم تقدير لم يزلى نقش صورت حقير را در رحم مادر بر مضمون
ثُمَّ صَوَّرْناكُمْ
فرمود و به نفخ
وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي
حيات كرامت كرد و از عدمآباد نامحدود ، به امر « كن » به صحراى وجود پروجود ايجاد نمود . در كنار مادر مهربان و پدر مشفق بپرورانيد و اعضاى صحهء سالمه عنايت نمود و به حواس ظاهر و باطن موفق گردانيد . و چون مكلف گشتم به اعتقاد صادق راسخ جازم مطابق واقع ، به حليهء اسلام محلى ساخت و به مذهب مستقيم ائمهء راشدين « 1 » عليهم السلام و علماى راه يقين عليهم التحية به عدد قطرات الغمام و انفاس الانام موفق گردانيد و از اعتقادات فاسده و خيالات باطلهء اهل شرور و اصحاب فجور الذينهم قريب فى النّار و بعيد عن النور « 2 » مبرا و معرّا گردانيد و جهت حسن معاش محتاج مردم شجيح سفله مزاج لئيم طبع نساخت و خاطر را به حب مال و جاه مايل نگردانيد ، بيت :
شكر آن خداى را كه در اطوار ماء و طين * در بند مال و جاه نكرد جان نازنين
تا از آن سبب در دام شيطان رجيم نيفتادم و از فوائد القناعة كنز « 3 » لا يفنى بىنصيب نگشتم و از اين مقدمات مستحق نتايج حسنه گشتم و از علم دين تمتع يافتم و از ترك جمع مال كه و بال دين و دنياست بهرهمند شدم و از قول ولى صادق كه به لسان شاكرانه فرمود ، شعر :
رضينا قسمت الجبّار فينا * لنا علم و للاعداء مال
هامش
( 1 ) - در اصل : راشيدين .
( 2 ) - ظاهرا : قريبون و بعيدون .
( 3 ) - در اصل :
كنزا .