كارگيا ركابزن كيا بخشيد . و برادر ديگر كارگيا حسام الدين را فرمود از حصيص خود نصيبى دادند . و آن برادر ديگر كارگيا ابراهيم كيا را فرمود تا كارگيا سيّد احمد [ را ] از بخش خود بانصيب ساخت .
و فرضهء رودسر را تخت كارگيا سيّد احمد گردانيد و طرف شرقى وليسارود را تا حد تنهجان به دو مسلم داشت ، و طرف غربى آن رودخانه را تا ملاط خود قبول نمود و از ديلمستان ناحيهء تويلا و پادز و كوشيجان و شهوك را به دو داد و تخت ييلاق سمام را به دو مفوض فرمود و ساير نواحى ديلمستان را خود قبول نمود و لوسن را تخت ييلاق خود ساخت و قلعهء لمسر را با توابع و طالقان را با قلعهء فاليسن موهبهء او نمود و با همديگر طريق مؤاخات را به اعلى مراتب مرعى مىداشتند .
و از حضرتش پنج نفر فرزند ذكور در وجود آمد از همه بزرگتر حضرت سلطان با رفعت سلطان محمد كه ولادتش همچنانكه ذكر رفت در قلعهء لمسر بود به طالع زمان ميزان زحل آنجا راجع و قمر در بيت عاشر كه سرطان است مستقيم به دولت قويم و ساير كواكب به نظر مودت با هم ناظر .
فرزندى ديگر از او كهتر هم از آن مادر عصمتپناه يحيى نام كه مادر مخدرهء معصومهء ايشان دختر كارگيا يحيى كيا بن هادى كياى تنكابنى بود و بعد از واقعهء كارگيا امير سيّد محمد دختر عم خود كارگيا سيّد على مرحوم را خواسته بودند از آن خاتونهء معظمه هم دو نفر فرزند در وجود آمد .
يكى را شرف الدوله نام كردند و او در بند و حبس اميره محمد رشتى وفات يافت و قصهء او در محل نوشته مىشود ان شاء اللّه و يكى را كارگيا مير سيّد نام نهادند .
و فرزندى ديگر كارگيا بازى كيا نام از عورت ديگر كه دختر كدخدازادهاى بود دروجود آمد . و كارگيا امير سيّد احمد را دختر كارگيا امير كيا
تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 188
مساهمون: سيد ظهير الدين مرعشى
ص١٨٨