تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
بر مرسوم هريكى اضافه نمودند و به انواع عنايات مخصوص گردانيدند و سپهسالارى رانكو را به يكى از سادات بجارپس « 1 » سيّد رضى نام دادند و سپهسالارى شكور را به كيا كالجار نامى از ديالمهء جير ولايت « 2 » بخشيدند و سپهسالارى ناحيهء سمام را به كيا خوركيا نامى از ديالمهء ناحيهء و لم عطيه فرمودند و ديالمهء بدسيرت فكر آن نكردند كه آنچه كردند به حكم و لا يحيق المكر السّيىء الّا باهله روزى چند در دنيا نتيجهء آن بديشان خواهد رسيد و در آخرت مصاحب
إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ يُرِيدُونَ أَنْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ يَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَّخِذُوا بَيْنَ ذلِكَ سَبِيلًا أُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ حَقًّا وَ أَعْتَدْنا لِلْكافِرِينَ عَذاباً مُهِيناً
خواهند شد نعوذ باللّه من عذاب اللّه . و چون فصل تابستان دررسيد و هوا گرم شد و ايشان را عادت بود كه به ييلاق سمام مىرفتند ، فكر كردند كه پدر را با خود بردن و به سمام نگاه داشتن و باز به گيلان آوردن ميسر نخواهد شد و يمكن كه در بردن و آوردن در راه فتنه‌اى قايم شود . و قلاع لمسر و الموت را هم كوتوالان بديشان سپرده بودند و در تحت تسخير و فرمان ايشان بود . نزد پدر فرستادند كه چون هواى گيلان گرم است و موسم ييلاق است و شما را به سمام بردن و آوردن تعذر دارد ، صلاح ملكى چنان است كه به سعادت روزى چند تا قرارى در ملك پيدا شدن ، تشريف شريف به قلعهء الموت فرمائيد كه هواى آنجا بغايت مناسب است و نقل و تحويل احتياج نه و نيز سيّد حسين كيا كه مرد پير و صالح است آنجا است و شما بودن او را آنجا صلاح دانسته بوديد و مصاحبت فيما بين شما هم مناسب تواند بود و مثل هذا .
هامش
( 1 ) - در اصل : بجاره‌پس . ( 2 ) - در اصل : جيره ولايت .
تاريخ گيلان و ديلمستان ( فارسى ) — صفحة 183 | سيد ظهير الدين مرعشى / منوچهر ستوده