به اتمام رسانيدند . و خرقهاى متعدد در آن آب روان ساختند و به سايهء دولتش ، روزگار به فرح و سرور مىگذرانيدند .
و بعد از آن موضعى را قريب به كنار گوارود انتخاب كرده ، مسجد جامع احداث فرمودند و به در مسجد ، ميدان بزرگ بساختند و به طرف شرقى آن ميدان ، بازار و دكان بنياد كردند . و به در مسجد حمام بنياد كرده ، تمام ساختند و بعد از آن طرف جنوبى آن ميدان حرمسراى را احداث نموده ، قصر مرغوبى « 1 » در [ آنجا ] انجام كردند « 2 » و طويلهء اسبان و موضع و مسكن مترددان و صفهء اهل ديوان را به سعى تمام به اتمام رسانيدند و رودخانهاى كه از آب پلامرود « 3 » به نيم فرسخى شهر جارى بود ، بفرمود به چند قدم بالاتر آن رودخانه چنان جوى كندند كه آب آن به پهلوى آن حرمسرا ، به طرف جنوبى جارى شد . و آن نهر را شيرارود مىگويند و اكنون نيز همچنان جارى است . و به رودخانهء گوارود منضم گشته ، به دريا مىرسد .
و از آن جرى دو نوع فايده تصور كرده بودند : يكى آنكه مردم شهر رودسر را از آن آب منفعتى باشد . دوم آنكه چون به آب گوارود ملحق گردد ، جهت كشتىبانان ، كشتيهاى بزرگ را آسانتر باشد كه عبور به دريا نمايند . و اين دو منفعت اعظم منافع آن رودخانه است .
و اسطلخى عظيم در پايان قريهء كلهدره بنياد كرده ، به اندك مدت تمام فرمودند كه مرغابيان بسيار از آنجا صيد مىكردند و ما يحتاج مردم شهر از نى و علف كه حصير مىبافند و سر خانها بدان مىپوشانند حاصل مىشد .
و چون از عمارات گيلان بپرداختند بنياد عمارت ديلمستان كردند و
هامش
( 1 ) - در اصل : قصرى مرغوبى .
( 2 ) - در اصل : كردن .
( 3 ) - در اصل : فلامرود