بسته ، بجانب كوهسار كوه گيلويه عنانگشاى يكران شدند . سردار آزاد خان و لشكريان ازبك و افغان آغاز تعاقب ، در تعاقب لازمهء تعصب نموده ، مراحل طريق را گامدرگام اهل هزيمت مىپيمودند .
حضرت ظل اللهى دليران طايفهء عليهء زند و ساير بهادران فيروزمند بنحو مسطور عورات از پيش روانه و خود سر راه بر تعاقب كردگان گرفته ، راه آنها را چون كوه خارا مىبستند و سر و دست بگرز و تيغ مىخستند .
تا عورات و نسوان مسافتى بعيد مىپيمودند ، بهادران ستوده باز بجنگ گريز و لازمهء شير و آواز خويشتن را به فرزند و زن مىرسانيدند . چندين مرحله از شوامخ جبال و مسالك تلال بدين منوال بپايان مىرسيد و فراز و نشيب بسيار به آن هنجار نورديده مىگرديد ، تا خود و متعلقان و عورات و نسوان از اصول بليات مجموعى از آن بليه رهائى يافته ، از جبال كوه گيلويه عبور و بتواضع فهليان مرور و از آنجا بكازرون شتافتند .
محمد خان زند در آن سفر از مواكب خديو فيروزمند تخلف و بجانب نواحى كرمانشاهان توجه و از آنجا بجبال بختيارى و باردوى على مردان خان رفته ، از غرايب وقايع و نوادر قضايا اينكه در حالتى كه با تن تنها در بزم على مردان خان نشسته ، و رشتهء الفت و پيوند صحبت پيوسته بود ، خنجر دليرى آخته على مردان خان را مقتول ساخت و به صحت و سلامت از ميان آن ازدحام بيرون رفته ، در كرمانشاهان رخت توقف انداخت .
ذكر توجه آزاد خان بساحت فارس و شكست يافتن از قهرمان جم اساس در نواحى چشت
سرو آزاد قلم فصاحت شيم عرصهآراى چمن صفحه مىگردد كه چون آزاد خان مسموع داشت كه رايات ظفر مقرون و اعلام نصرة نمون آن برگزيدهء حضرت بيچون در ساحت بهشت مساحت كازرون سر باوج گردنده گردون كشيده ، موكب مسعود وجود سعادت نمود از افق آن ولايت طالع گرديده است ، يقين دانست كه در اندك زمانى و فرصتى از اقتباس انوار تفضلات قادر مستعان آن اختر فروزان آفتابى خواهد شد نوربخش عوالم امكان و در كمتر زمانى آن هلال غرهء