غارى ساخته . تمامى را بصدمهء گذاشتن دم خمپاره و انداختن طناب فراغت بخشيدند و طهماسب خان فيلى را كه لبتشنهء شربت حيات بود بواسطهء سر در آب فروبردن از نوشيدن شربت مرگ سيراب گردانيدند و خان بابا خان تانكلى را از نظارهء مناظر اولاد و احفاد نابينا و محروم نمودند و رئيس قاسم خان كوهمرهاى و لطفعلى خان فيروز آبادى و حاجى سليمان بيك جهرمى و بعضى از فارسيان ديگر كه هريك صاحب ثروت كلى بودند بفاصلهء دو سه سالى تمام را مستأصل و پريشان ساخته . كه بنان شب قادر نبودند . ببدترين وضعى هريك جان را بمالكان دوزخ تسليم نمودند ، كه اثرى از آثار ايشان در صفحهء روزگار باقى نيست و جهانگير خان و حيدر خان ولدان محمد حسين خان سيستانى را با برادران ديگر نيز بعد از چندگاهى كور نموده و نهال اقتدار ايشان را كه در مرغزار كرمان زمين ريشه قوى ساخته از زمين كنده و از خاك بركنده ، كوچ و بنهء ايشان را بطهران حركت داده « 1 » ، كه از ايشان نيز در صفحهء روزگار اسم و رسمى باقى نيست
« فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ .
هامش
( 1 ) پايان كار خانوادهء حاج محمد ابراهيم شيرازى كه درين خاتمه به آن اشاره رفته در غرهء ذيحجهء 1215 است و آخرين واقعهاى كه ذكر مىكند در شوال سال 1219 رخ داده است از اين قرار اين خاتمهء كتاب پس از سال 1219 قمرى نوشته شده است .