تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
جمعى او بالهام خداوند يگانه و سروش بخت فرزانه و ارشاد تدبير عاقلانه با فضلعلى خان و نقد عليخان ولدان مرحوم نظر على خان زند سردار مزبور را گرفته ، در بندگى آن خسرو فيروزمند مىباشند . نواب جهانبانى بمحض استماع خبر بهجت مبانى بر استعجال و ايلغار افزوده ، شام آن روز منزل مزبور را كه صيدگاه آن صيد بدام افتاده بود از قدوم فيروز رشك روز نوروز و غيرت‌بخش بهار عالم‌افروز و ساحت هستى را از لوث وجود سردار مزبور كه صيدى خجسته بود پاك و دست آن حضرت او را از چارسوى دارائى و سرورى بجانب تيره مغاك خار و خاشاك كشيد و جمع اثاثهء شوكتش و اصل كارگزاران دولت ابد بنيان گرديد و از آنجا بعزم دار الملك شيراز علم ميمنت پرچم ظفر طراز در اهتزاز و شاهين شهامتش بجانب خطهء ارم تمثال بال پرواز گشود . بعد از ورود موكب مسعود بقصبهء كازرون چاپارى از جانب جناب ميرزا محمد حسين وزير اعظم و اعاظم اعيان شيراز وارد معسكر سپهر انباز گرديده ، بعرض رسانيد كه : تمامى ايلات بهم پيوسته و عقد موافقت بسته ، شيشهء دولت و ميناى شوكت صيد مراد خان را به سنگ دولت‌خواهى اين دولت شكسته ، او را با اتباعش در حصار مباركهء ارگ محصور و راه عبور و مرور را بر روى او مسدود و دو چشم در راه وصول طليعهء لشكر پرخاشخر غنوده‌اند . حقيقت اين مقال آنست كه : در وقتى كه صيد مراد خان شاه مراد خان را مأمور بجنگ اين شاهسوار ميدان نام و ننگ مىنمود ايلات مأمورهء سفر با ايلات خضرى بسعى و اهتمام و صواب‌جوئى ميرزا محمد حسين بعهد و پيمان بسته قرارداد نموده بودند كه ايشان شاه مراد خان را گرفته ، ايشان را مخبر و آنها نيز با صيد مراد خان درآويخته ، او را دستگير نمايند . بعد از آنكه ايلات سفرى بمقتضاى معهود قامت سردار مزبور را از لباس سرورى عور ساختند و فراش عزمشان ساحت زندگانى او را از شكوفهاى كامرانى پرداخت چاپارى نزد ممهدين خويش فرستاده ، آنها را از وقوع واقعهء مزبور مطلع ساختند . آن قوم وفاكيش وفا