بسايهء نخل برومند و پناه بدوحهء سعادت پيوند ذات ارجمند خديو خصم گير عدو بند كشيد . موكب همايون و كوكب ظفر مقرون را استقبال كرده ، پيشكشهاى لايق در پيشگاه عرض گذرانيد . قهرمان اقليم شوكت و شان مشار اليه را مورد انواع الطاف و احسان فرموده ، خطهء دلپذير شيراز محل نزول فتح طراز و آشيان هماى فلكپرواز يعنى الويهء نصرة انباز گشت . صغير و كبير شكسته احوال از اقتباس انوار شمع گيتىفروز وجود مسعود روشنتر از روز و برنا و پير را شام تيرهء آمال از طلوع آفتاب عالمآراى ذات مرحمت صفات غيرتافزاى صبح نوروز شده ، آوازهءساز بهجت باوج سپهر محنتاندوز رسيد .
در بيان حركت آقا محمد خان بجانب الكاى اصفهان و تسخير دار السلطنه
از قرارى كه قبل نگاشتهء قلم عنبرين رقم شد حضرت ظل اللهى از دار السلطنهء اصفهان حركت و بر باقر خان خراسكانى ترحم فرموده ، او را مرخص و داخل مسجد جديد عباسى نمودند و در آن نيمشب هنگام صبح مشار اليه باز آغاز افساد با تفنكچى و اعيان شهر تدارك شيرينى و غيره و ضروريات ورود موكب آقا محمد خان كرده ، ولد خود را با جمعى رؤساى شهر باستقبال روانه نمود . على الصباح روز ديگر كه آفتاب انور وارد دار السلطنهء افق خاور گرديد آقا محمد خان كه مسافت كاشان تا اصفهان را بقدم تعجيل پيموده بود وارد دار السلطنه و در عمارات مباركات شاهى نزول اجلال و لشكر و حشم را بسموت عمارات تقسيم كرده ، بعضى را در ميدان جلو خان مشهور بنقش جهان و برخى را در درون سراهاى شاهى و سموت مختلفه كه مىدارد ساكن و در سمت چهلستون و انگورستان جعفر قلى خان و عليقلى خان برادران او متمكن شدند . باقر خان را حكومت دار السلطنه داده ، ليكن چون از شرانگيزى و آرزومندى او بسرورى غافل نبود مشار اليه را مرخص ننمود كه از دولت خانهاى شاهى قدم بيرون و پاى بخارج