تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
صفت شقهء بلاغت مىگشايد و به اين شيوه جلوهء عبارت مىنمايد كه : بطريقى كه سابق قلم زد كلك صدق مطابق گشت مراكب نصرة مواكب بفرخى و فرخندگى چون روان داخل كالبد شيراز شد و در روز ورود شروع به كار و آغاز سرانجام اسباب كارزار و امر به اجتماع لشكر ظفر شعار فرموده ، در بذل درم و دينار چون باران بهار و ابرآزار دست گشوده و در مراسم بخشش و شيوهء داد و دهش قاعده‌اى نهادند كه نام كرمهاى معن و حاتم از جهان و اسم بخل از دوران و دود از بنياد وجود بحر و گرد از بنيادكان برخاست . اعيان و اعاظم فارس نيز كمر خدمت‌گزارى بسته و بجان چنان بموكب ظفر هم‌عنان پيوسته كه هريك تفنگچيان ولايت خود را دسته‌بدسته بپيشگاه حضور ساطع النور رسانيده ، از سان عارضان لشكر گذرانيدند . مخفى و مستور نماند كه : تفنگچيان ولايت فارس و گرمسيرى در شيوهء آتشبازى و پيشهء قدراندازى مشهور و معروف و درين فن باعلى مراتب تردستى منسوب و موصوف و در لوازم پايدارى در ميدان جنگ و اقصى غايت ثبات و درنگ هرمرد آنها گوى مردى رباى در ميدان الوف مىباشند و در مدت چهل روز زياده بر بيست هزار نفر پياده و سواره از تفنگچيان شراره‌بار و سواران شمشير زن نيزه‌گزار در ركاب ظفرمدار حاضر گرديده ، بظل رايات فتح آيات اجتماع ورزيدند . پس در اول ماه مبارك رمضان موكب فلك شان از خطهء پرطراز در راه شيراز و عقابان رايات فلك انباز در فضاى ظفر در پرواز شدند . رايضان برق جولان بر زين بادپايان برنشستند و فارسان سبك عنان از غلبه و ازدحام راه بر گردش چرخ فيروزه فام بستند . بسيط زمين از جوش سواران آهن‌پوش متزلزل و گونهء چرخ گردان از ارتفاع غبار از خضرت بغبرت متبدل گرديد و فغان چاوشان موكب منصور به گوش مهر و ماه و نواى كره‌ناى و خروش روئين دراى باوج سپهر اعلى رسيد . بنابر رعايت ماه مبارك صيام و قيام مراسم صوم و صلوة رايات ظفر آيات در يك فرسنگى شهر متوقف و در اواخر