غازيان ظفر همسر و وقوع انواع شوروشر در توابع دزفول و شوشتر امور زراعت و فلاحت معوق مانده و غلات و حيوانات باقصى الغايه نقصان پذيرفته بود و گروهى كه در موكب زكى خان باقىمانده بودند باز هرروزه مخارج مقدار خطيرى آذوقه و در آن حدود گندم و جو بجز در خرمن پروين و مزرع سنبله نبود . گرسنگان بجاى گردهء نان با قرص خورشيد و ماه عشقبازى مىكردند و تنگدستان در عوض مأكولات و مشروبات لخت جگر و خون دل ميخوردند . چون فقد و نقص آذوقه به حد افراط رسيد و كار بر ميهمان و ميزبان تنگ گرديد ، زكى خان لاعلاج و ناچار با معدودى سوار كه با او باقىمانده ، رسم وفادارى و شرط حقگزارى را بتقديم رسانيده بودند ، از راه جبال و اراضى ولايات فيلى بعزم توجه خرمآباد عنان سرعت و تعجيل گشاد .
غرض اصلى و مقصود كلى مشار اليه اين بود كه در قانون اخلاص كيشى دست از خارج المسلكى بازداشته و پاى از بوادى مخالفت بر كران گذاشته ، ترك عصيان و از محال عربستان از راه راست روانهء عراق و روى اشتياق بچاكرى دستگاه دولت خديو آفاق آورده ، در ميان بزرگ و كوچك سرافرازى حاصل و خدمت آستان ملايك پاسبان را بر خود فرضتر از فريضهء پنجگانه ساخته ، بتوسط اين عطيهء عظمى در ميان مؤالف و مخالف پيوسته رايت منصورى برافراخته ، خواه در هرات و غور و خواه در اصفهان و نيشابور از ملازمت حضور مرحمت گنجور دور نگردد . نهايت چون بعضى از شياطين انس و عفاريت همجنس ، كه در موكب خان مشار اليه بودند ، هريك مصدر انواع شوروشر گرديده ، دقيقهاى از دقايق خيانت را فرو - نگذاشته ، رايت حرام نمكى بر اوج حرامزادگى افراشته بودند و همگى قواعد اخلاص و ارادت كه از زكى خان در آن اوان ظهور نموده و مىنمود حاصل شجرهء خبيثهء افساد ايشان بود نظر بتقصيرات كليه و جرايم مختلفه كه در آن قضيه از هريك سر زده ، مجموع از غضب قيامت لهب انديشمند و از هراس شر و بيم ضرر ناخرسند بوده ، به قدر وسع و طاقت در وسوسهء ضمير زكى خان سعى نموده ، مشار
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 124
مساهمون: محمد صادق موسوى اصفهانى
ص١٢٤