و حدت هواى تابستان بانتهاى زمان رسيد ديگر ره به جهت رايت باوج مهر و مهافروخته و عقاب شير علم در شاخ سدره آشيان ساخته ، از صدمات سمهاى آهنين آهو تكان هزبر قرين پشت گاو زمين فرسوده و راه مراجعت پيموده شد . در حالتى كه خيام عز و شان در سلطانيه و زنجان سركوب برجيس و كيوان بود حكم مقدس جارى و فرمان اقدس بر مزاج ملك سارى شد كه عمارتى به جهت خاصه سركار در بلدهء طهران پردازند . كارگزاران ديوان عدالت اركان شروع بسرانجام كار و تدارك اسباب بسيار كرده ، معماران اقليدسگشاو بنايان كارآزما و نجاران بدايعنگار و نقاشان هيكلنگار از هرگوشه و كنار جمع آورده ، شروع باساس اين بناى زيبا كرده ، در اندك روزى اين عمارت بهشت رونق سركوب سپهر مطلق و فيرت چرخ معلق و رشك طاق كسرى و ايوان خوراق گشته ، در ديوان خلد و حرم و مكانهاى كشيكچى و خدم بنائى چون باغ ارم آراسته و خانهاى چون بيت الصنم باتمام رسيد .
ذكر وقايع سنوات هزار و صد و هفتاد و چهار و پنج بلطف خالق سراى سپنج
يك بار دگر موسم نوروز رسيد * هنگام بهار عالمافروز رسيد
قمرى سوى باغ نغمهپرداز آمد * بلبل بچمن زمزمهآموز رسيد
بهار خرم آرايشگر عرصهء عالم و زينتبخش بسيط غبرا و زينتافزاى كوه و صحرا گرديده ، سلطان ذيشان قوت ناميه لشكر به جهت پروريدن سبزهء طرى و گل آذرى بجانب آذربايجان چمن و دار السلطنهء گلشن ، تركتازان جنود دى و بهمن كه از قلعهء تنگناى كمون پاى جلادت بيرون نهاده ، بتكوپوى كوه و صحرا عنان گشاده بودند ، از بيم سپهدار گيتىمدار بهار ديگر بار در قلعهء بطون و حصار كمون نشسته ، در به روى خويشتن بسته و نامآوران قوام ربيعى بر غم متواريان خريفى بساحت ظهور و عرصهء بروز درآمده سرادقات گلهاى رنگين و خيام بنفشه و نسرين و سراپردههاى لاله