ميزيست . در اين ايام حضرت ( ظل الله ) خدا مراد خان را كه ايشيك آقاسى ديوان معدلت اركان بود بسردارى كرمان و تنبيه شاهرخ خان مأمور فرموده ، از اتفاقات حسنه كه بروز بخت بلند و تائيد طالع ارجمند روى نمود آنكه چون اهالى كرمان كه از شدايد شاهرخ خان بجان و از مكاره او در افغان بوده ، قرب مواكب خدا مراد خان استماع ، آن موهبت را سرمايهء انتفاع و از خدمت شاهرخ خان مزبور امتناع كردند .
از آن جمله اهالى بهاباد كه محلى از محال كرمانست گردن از متابعت شاهرخ خان پيچيده و دامن از دست خدمتش كشيده و شاهرخ خان كه هنوز بتقريب نرسيدن خدا مراد خان پنبهء غفلتش در گوش و ديك طمعش در جوش بود جمعيت خور را برداشته ، با توپ و خمپاره و زنبورك و نقاره بجانب بهاباد حركت و بتأديب بهاباديان عزيمت و در خارج قلعه نزول و باوج تكيهء برجى كه قريب بقلعه بود عروج نمود . از حكم قضا و قوت طالع جانگشا گلولهاى بر جدار برج آمده ، بر خلاف عادت گلولهء تفنگ از خاك و سنگ در گذشته و با خان مزبور قرين گشته ، از پايش درآورد و در خلال آن احوال خدا مراد خان نيز در رسيد . مملكت كرمان علاوهء ممالك مملوك داور كشورستان گرديده ، ساير وقايع كرمان بعنايت الله العزيز المتعال در محل و مكان نگاشتهء قلم سحر توأمان خواهد شد .
بيان چگونگى تتمهء وقايع اين سال فرخنده فال و ساير امور ايام توقف در طهران
چون هواى بلدهء طهران بحرارت و عفونت مايل و سميات و بائى در آن ولايت متعدد و ملتزمان موكب خديو آفاق اكثر پروردگان هواى ييلاق و مردم بيشهء ولايت عراق ، سرحد نشين و معيشت ايشان در اين سرزمين شاق بود ، بلوكيست موسوم به شميران ، متصل ببلدهء طيبهء طهران و چون در دامن كوه واقع و چشمههاى آب خوشگوار از كوه بقراء و امصار آن جارى و مراتعش بغايت بسيارى و هوايش بسلامت اقرب و توقف موكب ظفر كوكب درين سرزمين