ميزشان از ضمير هركس خوانندهء خطوط هنر و عيب بود بر وجود آن طايفه نفعى مترتب نديده ، چيزى مشاهدهء مشاهدان نگرديده ، در صبح نوروز فيروز حكم بر قتل آنها فرموده و جمعى كثير از خوانين و عظماء و رؤساى ايشان با فوجى فزون از قوهء تحرير از قواد و ابطال ايشان درحال مقتول گرديده ، خلعت گلگون ممات پوشيدند . على خان شاهسون را بقتل گروهى كه در مازندران اجتماع داشتند تعيين و آنها نيز همان شربت شيرين را چشيدند . از آنجا كه شيمهء كريمهء حضرت ظل الله اين بود كه حكومت هرولايت و رياست هر مملكت را بيكى از اهالى آن ولايت عنايت و او را منظور نظر تربيت فرموده ، بر اهل بلد از نيك و بد غيرى را مسلط نمىنمودند محمد خان دادوى سوادكوهى را كه به اعتقاد خود خدمت كرده و پيشتر از جملهء اهل آن ولايت روى به آستان عبوديت آورده و در حقيقت تربيت يافتهء آن دولت بود بحكومت تعيين و با اعزه و اعيان و عمال و اركان آنجا كه در ركاب فلكفرسا باستان آسمان اعتلا جبههسا بودند روانهء الكاى خود فرمودند .
ذكر احوال دار الامان كرمان و مأمور شدن خدا مراد خان زند بسردارى آن ملك خلدمانند
ناحيت كرمان ولايتيست بهشتنمون ، بانواع نعماى الهى مشحون و در اراضى و صحارى و حدايق و بساتين آن اقسام تكلفات گوناگون ، شست فرسنگ در شست فرسنگ توابع و بلوكات و امصار و قصبات كرمانست ، جمعى از افشاريه از ايام دولت صفويه تا به اين زمان در آن ولايت توطن كردهاند . شاهرخ خان نام سركردهء آنها در اوان دولت شاهرخ شاه بمشهد مقدس معلى رخ آورده ، رقم حكومت كرمان را باسم خود صادر كرده ، به علت گيرودار محمد حسن خان و آزاد خان و اين معنى كه ولايت كرمان در كنارى واقع و حدوث فتنه را مانعست كسى بفكر او نيفتاده ، تا به آن هنگامه خود سر