اختيار افتد - خدمت خواجه « 2 » فرمودند كه اختيار دعاگو همين مقام هانسيست كه مقام جد و پدر اين دعاگوست - و اين مقام هانسي بزرگان اين دعاگو را دادهاند « 3 » خدمت شيخ فريد الدين و خدمت شيخ نظام الدين قدس الله سرهم - چون خدمت شيخ اينچنين جواب گفتند سلطان فيروز فرمود كه بغايت « 4 » پسنديدهست خدمت شيخ را هم در هانسي ميبايد « 5 » ماند - اميد اينست كه از بركت قدم « 6 » خدمت شيخ شهر حصار فيروزه آبادان « 7 » گردد و هم سلامت ماند - سبحان الله آنكه از زبان سلطان بيرون آمد كه از بركت ولايت شما سلامت خواهد ماند درين دور آخرين و طور پسين كه ملاعين در مملكت « 8 » دار الملك دهلي بتقدير ازلي « 9 » تاخته خلائق را نهب و تاراج كرده اموال اسلاميان و اقماش ذميان و اسباب امانيان غارت گردانيده خلائق شهر هانسي بطفيل خواجهء اين مورخ سلامت مانده - و خلائق شهر حصار فيروزه نيز آنقدر كه درون حصار شهر هانسي « 10 » درآمدند بكرم إله و عنايت الله تعالى از بركت ولايت حضرت خواجه سلامت رها شده انشاء الله تعالى و بعون « 11 » إله بيان سلامت ماندن خلق شهر هانسي به قوت اظهار كرامت حضرت خواجهء اين مورخ ضعيف شمس سراج عفيف
هامش
( 2 ن ) شيخ فرمود *
( 3 ن ) دادهء خدمت شيخ فريد الدين و خدمت شيخ نظام الدينست *
( 4 ن ) نهايت *
( 5 ن ) ميبايد بود *
( 6 ن ) قدم شيخ *
( 7 ن ) آبادان و معمور *
( 8 ن ) در دار الملك *
( 9 ن ) الله *
( 10 ن ) شهر هانسي مبارك *
( 11 ن ) و بعون الله *