كرداري - چون سلطان فيروز شاه از دل و جان به حضرت سبحان يكي بوده الله تبارك و تعالى با قدرت اعلى مدت چهل سال كمال برگي از مملكت در كاخ سلطنت نجنبانيده - آنهمه آثار انوار فيروزشاهي بود * * بيت *
با خلاص اگر سجدهء كرده شد * * خدا را دگر سجدهء شكر آر
معهذا چون فيروز شاه اهل صفا محصول مملكت بدل وجه حشم داد قاعدهء ديگر نهاد كه اگر پدر يكي از جملهء ياران حشم نقل ميكرد استقامت او بر پسر او مستقيم ميداد - و اگر شخصى پسر ندارد بداماد او مىشود - و اگر كسي داماد هم ندارد استقامت او بر غلام او مستقيم ميداد - و اگر غلام هم نيست بر قريب او - و اگر همچنان نيست بر عورات او مستقيم ميدادند - همه حال سلطان فيروز شاه خوشخصال در مدت چهل سال قاعده نهاد كه استقامت هر شخص مستقيم ماند - چنين گويند وقتي شيخ الاسلام دهلي نبيسهء بندگيء شيخ الاسلام شيخ بهاء الدين ذكريا كه شيخ صدر الدين نام داشته رحمة الله عليهم اجمعين نشسته بود - ذكر نانها و استقامتها افتاد - دران محل شيخ الاسلام كلام بدين گفتار كشاد كه در وقت رحلت بندهء مومن دو اندوه چون گرانيء دو كوه پيش ميآيد - بدان سبب حيران و نگران مىشود - يكي اندوه دين - دوم اندوه دنياوي - انديشهء دين چيست - در حالت رحلت و رفتن به حضرت جلت بندهء مومن