خيانت صغائر و كبائر عفو مىكند - اگر شخصي از تاثير خيانت بسي در محل جلا بوده مىباشد آن شخص باز در اوطان خود ميآيد - گوئي حكمهاي گذشته منسوخ مىشود - چون سلطان محمد سبب مصلحتى مال بوجه سوندهار بخلق داده و خواجهء جهان براي غرض خويش و خام طمعيء بيش جواهر در فنا نهاد اينچنين مال و جواهر اگر طلب كنند مستحسن نباشد زيراچه خلائق فقير و مضطر گشته از غايت بينوائي و نهايت گدائي كمرهاي ايشان شكسته - ضرورتا از بسياريء حيراني رو بخرابي نهند - و ازين جواهر و مال يكدانگ بر دست نيايد بجز بدنامي - براي طلب اين مال و جواهر شروع كردن بكلي مصلحت نيست - چون قوام الملك اينچنين سخنان چون ناصحان بيان نمود حضرت شاه فيروز را فرحت ظاهر و باطن افزود - فرمان فرمود چه بايد كرد - قوام الملك اين كلام برآورد تا اين جملهء دفاتر سوندهار و جواهر بيشمار پيش دربار حضرت شهريار به نظر خلائق صغار و كبار ميبايد شست - تا هراس بيقياس از دل خلق برود - زهي پادشاه نيكوكار و وزير خوبگفتار * * ابيات *
* ملك شاه و محمود و نوشيروان * * * كه بردند گوي از همه خسروان *
* پذيراي پند وزيران شدند * * * كه از جملهء دور گيران شدند *