تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
اعيان ممالك و وزارت بود - و سلطان محمد در حيات خويش بعد از آمدن از دولت‌آباد براي آبادانيء ممالك دهلي موازنهء دو كرور مال بوجه سوندهار بخلائق دهلي داده بود تا خطه و قصبات و قريات كه در ايام قحط خراب شده بودند آبادان كنند - چنانچه از حالت آن مقالت اين مورخ ضعيف شمس سراج عفيف در ذكر مناقب سلطان محمد مشرح نبشته معهذا آن تمام مال بر خلق مانده بود - و خواجهء جهان بعد از نقل سلطان محمد ( كه در شهر دهلي خلقي را چاكر گرفت و جهاني بطمع ناني با او پيوست و حضرت شاه فيروز در تهته بپادشاهي نشسته ) جواهر بسيار و الماس پارهاي بيشمار بخلق ادا كرد - آن تمام مال سوندهار و جواهر بيشمار در دفتر خواجه فخر شادي مجموعه‌دار بود - بنام طائفهء ( كه به اين وجوهات نسبت داشت ) بيرون آورده پيش سلطان فيروز گذرانيده - درين محل سلطان فيروز شاه در تامل افتاده بر قوام الملك يعني خان جهان ابواب اين راز كشاد - و آن تذكرهء سوندهار و جواهر بدست او داده و فرموده كه اين وجه طلب كردن شايد - درين محل قوام الملك گفت - و جوهر گوهر احسن سفت - چون پادشاهي دين‌پناهي صاحب دستگاهى از تخت گاهي به آن جهان سفر مىكند و بجاي او پادشاه ديگر مينشيند صلاي عام بر خلائق خاص و عام درميدهد
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 92 | شمس سراج عفيف / ولايت حسين