تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
دل همبرين گفتار نهاد - رانه‌مل ابواب اين راز بر فرجد اين مورخ كشاد و بر سلطان تغلق فرستاد كه رانه‌مل دخترك خود را بسپهسالار رجب داد - الحاصل كار خير سپهسالار شد - و بطالع سعد و اختر ميمون در ديبالپور آورد - مادر سلطان فيروز را رانه‌مل بيبينائله « 2 » نام داشته بود چون در خانهء سپهسالار رجب آمد سلطان تغلق بيبي كدبانو نام كرد المقصود بعد چند سال بعنايت حضرت آله فيروز شاه بار گرفت - بعد گذشتن « 3 » ده ماه سلطان فيروز بوقت سعد و طالع ميمون و بروز مبارك و همايون از كتم عدم در وجود آمد - و از تنگناي مشيمه قصد عالم خاكي كرد - پاي مبارك خود درين جهان نهاد - در روز تولد فيروز شاه سلطان تغلق شاه ابواب بخشش عام بر خلائق خاص و عام « 4 » كشاد و جد اين مورخ يعني شمس شهاب عفيف نيز همدرين روز تولد شد عورات بزرگان اين مورخ دران ايام در ديبالپور درون حرم سلطان تغلق بر مخدومهء جهان آمدوشد داشتند - بارها درين گفتارها فرجده اين مورخ گفتى البته گاه‌گاه بودى كه من جام شير خود در دهان مبارك سلطان فيروز ميدادم - و كرات حضرت سلطان فيروز شاه با بركات « 5 » در اوج كامراني و پايهء سليماني بر پدر « 6 » و او دراين مورخ گفتى كه من شير جدهء ايشان خورده‌ام - المقصود چون حضرت شاه فيروز تولد شد و بقياس « 7 » هفت سالگي رسيد بتقدير الله تبارك و تعالى
هامش
( 2 ن ) ناله * ( 3 ن ) از * ( 4 ن ) عوام * ( 5 ن ) با يك كس در اوج كامراني بر پايهء سليماني * ( 6 ن ) درين * ( 7 ن ) قياس *
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 39 | شمس سراج عفيف / ولايت حسين