بودن سلطان فيروز شاه در آخر عمر بسه چيز « 2 » باز كردن بنديان و آراستن مساجد و انصاف رسانيدن مظلومان - مقدمهء پانزدهم وداع آخرين با سيد جلال الدين - مقدمهء شازدهم بيان ندامت سلطان فيروز شاه مقدمهء هفدهم تسليم كردن تغلق شاه بخانجهان - مقدمهء هژدهم احوال سحر كه سلطان فيروز را كرده بودند *
قسم اول از ولادت سلطان فيروز تا جلوس هژده مقدمه
مقدمهء اول شرح تولد فيروز شاه ( سنه 709 ) تسع و سبعمائة
نقل است كه پدر سلطان فيروز سپهسالار رجب نام داشت - حضرت الله تبارك و تعالى او را به همه چيز آراسته - سپهسالار رجب مذكور برادر سلطان غياث الدين تغلق غازي بود - چنانچه از حالت ولادت ايشان اين مورخ داستان « 3 » در مناقب سلطان تغلق مشرح بازنمود المقصود چون اين هرسه برادر تغلق و رجب و ابو بكر از ملك خراسان در دهلي آمدند دران ايام عهد دولت سلطان علاء الدين بود - حضرت علاء الدين بحكمت كبريائي در باب ايشان انواع ابواب عاطفت كشود - اين هرسه برادر پيش تخت علائي خدمت ميكردند - چون سلطان علاء الدين شجاعت و جلادت ايشان ديده و آثار كندآوري و دلاوريء ايشان « 4 » معاينه كرده ولايت شهر مشهور ديبالپور بسلطان تغلق عطا فرمود - هراينه هرسه برادر در كار و مصالح
هامش
( 2 ن ) ياد *
( 3 ن ) پاستان *
( 4 ن ) اينها *