صاحب تاج و تخت شوند - عاقبت كار از آثار اسرار انفاس آن بزرگوار همچنان « 2 » شد - معهذا چون خدمت شيخ علاء الدين باقي جامه بسلطان فيروز داد حضرت شاه فيروز ختم پادشاهي كرد - بعد از رفتن او اينچنين شهر دهلي آخر رسيد يعني نهب گشت - المقصود بشارت دوم از زبان خدمت شيخ شرف الدين پاني پتي شنيد - دران هنگام كه هرسه نفر سلطان تغلق و سلطان فيروز و سلطان محمد مخصوص براى ملاقات خدمت شيخ شرف الدين رفتند شيخ بر خادمان گفت چيزى از جنس طعام پيش اين عزيزان بيارند - خادمان شيخ طعام در كاسه كرده آوردند - چون آن هرسه نفر دست در كاسه انداختند تا لقمه تناول كنند درين محل خدمت شيخ شرف الدين عليه الرحمة و الغفران فرمود كه سه پادشاه در يك كاسه طعام ميخورند - و بشارت ديگر از زبان خدمت شيخ الاسلام شيخ نظام الحق و الشرع و الدين قدس الله سره العزيز يافته - اندران ايام كه سلطان فيروز شاه خرد بودند براى پابوس در غياث پور رفت - خدمت شيخ را تواضع سلطان فيروز شاه بغايت خوش آمد - خدمت شيخ فرمود بابا چه نام داري - سلطان فيروز گفت بنده كمال الدين نام دارد - و سلطان فيروز شاه را كمال الدين لقب بود - چون خدمت شيخ اين لفظ شنيد على الفور از زبان مبارك اين نفس كشيد - عمر بكمال دولت بكمال نعمت بكمال - و بشارت ديگر از زبان
هامش
( 2 ن ) همچنان شد هرسه نفر بپادشاهي رسيده *