در كميناند - تا درّ ثمين و نگين يقين دين بربايند كه اربعه اعدا هريك اعدا در مملكت ظاهري و سلطنت باطني به تيغ « 2 » زدن و بيخ كنديدن مشغولاند « 3 » - پس چنانچه علما و مشائخ رحمة الله عليه بتاثير فضل إله از غايت هوشياري بنهايت بيداري در امور پروردگار و خصمئ ليل و نهار لحظهء غافل و لمحهء عاطل نبوده خلائق را به راه دين راه نموده از كثرت هوشياري بيداري شبها اختيار كرده و بسى از تعينات نهار برآورده تا مملكت شهر دل و حصار قالب آب و گل ازان غوغاى خطرات اربعه محفوظ ماند - تا كار اين طائفه به جائى كشد و مقام اين به محلى رسد كه اسرار مكنون « 4 » كون برايشان مكشوف گردد - آنكه گويند برگى كه از درخت جدا مىشود اين طائفه را معلوم است راست است - همچنين درگاه شهرياران و بارگاه جهانداران به حكم « 5 » سبحاني و تاثير آسماني از دوست و دشمن خالي نيست * * مصرع *
* چه دشمنان حسودند و دوستان غيور *
سلاطين در امور « 6 » ملكي و قضاياي مالي طرفة العين خالي نيند اگر لحظهء در اركان ملكي قليلى فروگذاشت شود در دل تاجداران تعلق كثير پديد آيد - و اگر لمحهء در قانون مالئ بشرى ضائع رود
هامش
( 2 ن ) بنقب *
( 3 ن ) مشغول ارايش *
( 4 ن ) لفظ مكنون كون در بعضى نسخه موجود نيست *
( 5 ن ) بحكومت *
( 6 ن ) سلاطين در امور قضايا الى طرفة العين خالي *