تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرشته از آغاز تا بابر ( فارسى ) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤

ذكر حكومت كيشوراج بن مهاراج

كيشوراج هم در اوّل سلطنت هربرادرى را به طرفى فرستاده خود را از راه كالپى « 1 » 39 به كوندواره « 2 » 38 رسانيد و سر از دكن برآورده تا سرحدّ سنگلديپ سوارى كرد و از رايان سركش پيشكش گرفته در نظم و نسق طوايف انام سعى تمام به جا آورد ، امّا هنگام مراجعت ، زمينداران دكن اتّفاق نموده علم مخالفت افراشتند و روزبه‌روز قوّت و مكنت ايشان زياده شده كار به جايى رسيد كه در برابر كيشوراج آمدند . كيشوراج قوّت مقاومت از خود مفقود ديده صلح‌گونه در ميان آورده ، علم مراجعت افراشته و عريضه‌اى مع پيشكش فراوان به خدمت منوچهر فرستاده استمداد نمود . منوچهر ، سام نريمان را با سپاه گران گسيل نمود . كيشوراج تا موضع جالندهر « 3 » 37 استقبال كرده و لوازم ضيافت به تقديم رسانيده همراه وى روى توجّه به جانب دكن آورد و رايان دكن از هيبت سپاه ايران پريشان گشته ملك دكن باز به تصرّف راجهء هند درآمد . كيشوراج شرايط خدمت سام به‌جا آورد تا سرحدّ پنجاب به طريق مشايعت رفت و تحف و هدايا براى منوچهر ارسال داشته خود به بلدهء اوده درآمد و سايهء چتر عدالت بر سر سكنهء هند گسترده خلايق را مرفّه الحال و آسوده داشت . و بعد از آنكه دو صد و بيست سال از سلطنتش سپرى شد ، درگذشت و ولد اكبر او فيروزراى جانشين گشت .

ذكر حكومت فيروزراى ولد كيشوراج

چون فيروزراى از علم شاستر هندى ، يعنى كتب علمى ، وقوف تمام و كمال داشت صحبت علما خوش كرده سوارى و لشكركشى بالكلّ بر طرف ساخت و مدار بر صحبت اهل فضل گذاشته زر بسيار به فقرا و مستحقّين مىرسانيد و دو دفعه
هامش
( 1 ) .Kalpy( 2 ) .Kondwara( 3 ) .Jalandhar